مفهوم و اهمیت کنترل در یک سازمان

هر سازمانی در روند شکل‌گیری و حرکت به سوی اهداف تعیین‌شده، همواره با موانع گوناگونی روبرو می‌شود که این موانع هریک به فراخور توان، باعث به انحراف کشیدن سازمان به سمت مسیرهای پیش‌بینی نشده می‌شود. به همین دلیل کنترل در یک سازمان اهمیت ویژه‌ای دارد. مکانیزم کنترل مبتنی بر استانداردهای خاص و مشخص، تضمین کننده و حافظ اهداف سازمان می‌باشد.

مفهوم و اهمیت کنترل

کنترل در یک سازمان
کنترل در یک سازمان

یکی از وظایف اساسی یک مدیر کنترل سازمان می‌باشد. مدیر از طریق این کنترل می‌تواند از منابع و فعالیت‌های اعضای سازمان، حداکثر کارآیی و اثربخشی را در جهت نیل به اهداف سازمان بدست آورد.

برنامه‌ریزی و اهداف عالی یک سازمان تنها با کنترل درست و اصولی مدیران می‌تواند تحقق یابد و می‌توان گفت که هیچ برنامه‌ایی بدون کنترل به درستی اجرا نخواهد شد و کنترل نیز بدون وجود برنامه، مفهوم و معنا پیدا نمی‌کند.

کنترل در یک سازمان پویا می‌باشد. پویایی نقش کنترل از آن جهت است که براساس آن می‌توان به اصلاح انحرافات و تطابق عملکردها با اهداف سازمانی پرداخت. بنابراین در مدیریت، فعالیت‌های کنترلی علاوه بر ارتباط با همه عناصر مدیریت، رابطه ویژه‌ای با برنامه‌ریزی دارد.

یک محتوای کاربردی دیگر برای شما: آشنایی با مهارت‌های مدیریتی

تعاریف مختلف کنترل در یک سازمان

برای کنترل تعاریف مختلفی عنوان شده است:

  1. کنترل، تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحس سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسه اجزاء واقعی با استانداردهای از پیش تعیین‌شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش‌ها برای دستیابی به حداکثر کارآیی می‌باشد.
  2. کنترل، فرآیندی است که مدیران از طریق آن، تطابق عملیات انجام شده را با فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده می‌سنجد. از این رو فرآیند کنترل در برنامه‌ریزی فعالیت‌های یک سازمان به جهت نیل به اهداف اساسی به کار می‌رود و میزان پیشرفت سازمان را در جهت اهداف و توان مدیریت برای تشخیص طرح و اصلاح برنامه را قبل از آنکه دیر شود نشان می‌دهد.

آشنایی با نظریه سازماندهی در مدیریت

ماهیت کنترل در یک سازمان

جایگاه کنترل در سازمان‌ها
جایگاه کنترل در سازمان‌ها

می‌توانیم بگوییم کنترل سازمانی، مقایسه بین بایدها و هست‌ها می‌باشد. یعنی در برنامه‌ریزی آن چه پیش‌بینی کرده‌ایم بایدها و مطلوب‌های ما است و آن چه انجام شده، هست‌ها و موجودها می‌باشد و از مقایسه این دو مورد پی می‌بریم آیا پیش‌بینی های ما درست بوده و آنچه انتظار داشته‌ایم حاصل شده است یا خیر؟

مقایسه بین بایدها و هست‌ها در واقع تاکیدی بر دائمی و مستمر بودن کنترل است که همزمان با اجرای برنامه از آغاز تا انتهای برنامه و گاهی تا بعد از خاتمه برنامه نیز ادامه می‌یابد.

نکته قابل توجه در دائمی بودن کنترل، این است که بر طور نمونه‌گیری در بعضی از مقاطع زمانی و در نقاط استراتژیک انجام می‌گیرد که با این عمل، ضمن آنکه استمرار آن حفظ می‌شود، در بعضی هزینه‌ها نیز صرفه‌جویی می‌شود.

من مسعود معاونی استراتژیست محتوا و فعال در زمینه بلاگری و وبمستری هستم. در این سایت به موضوعات مرتبط با مدیریت می‌پردازم و سعی می‌کنیم خوانندگان سایت را با مباحث مدیریت به صورت جامع و کامل آشنا نمایم.
Posts created 55

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Related Posts

Begin typing your search term above and press enter to search. Press ESC to cancel.

Back To Top