نقش تصمیم گیری در حل چالش های مدیریتی

شرایط و موقعیت در تصمیم گیری

تصمیم گیری در فرآیندهای سازمانی
نقش تصمیم گیری در حل چالش های مدیریتی

معمولا زمانی ما نیاز به تصمیم گیری پیدا می کنیم که با چالش جدیدی مواجه شویم . برای حل این چالش های جدید معمولا راهکارهای متعددی وجود دارد . تصمیم گیری برای انجام کارهایی صورت می پذیرد که در آینده بوقوع خواهند پیوست . آنچه که باعث اهمیت یافتن تصمیم گیری می شود این است که در فرآیند تصمیم گیری ما با نوعی ابهام مواجه هستیم .

مطلب مشابه : حل مشکلات در فرآیند تصمیم گیری

برای تصمیم گیری یک درجه اطمینان معرفی می شود . درجه اطمینان می تواند دارای سه حالت اطمینان ، مخاطره و عدم اطمینان می باشد که در ادامه به بررسی هرکدام می پردازیم :

۱- اطمینان

وضعیت اطمینان زمانی بوقوع می پیوندد که یک مدیر بتواند تمام راهکارهای در دسترس را معیّن کند و قادر باشد نتیجه ی بدست آمده از هر کار را مشخص کند .

۲- مخاطره

بیشتر موقعیت های تصمیم گیری که یک مدیر با آنها روبرو می شود با یک ریسک (مخاطره) ذاتی مواجه اند . چرا که هیچگاه اطلاعات کاملی در مورد راهکارهای مورد نظر در دسترس نمی باشد . ولی یک مدیر باید بتواند تخمین درستی از احتمال موفقیت در هرکدام از راهکارها را بدست آورد . مدیری در کار خود موفق خواهد بود که همیشه راهکارهای عملی تر و بهتری را برگزیند .

۳- عدم اطمینان

برخی از تصمیماتی که مدیران می گیرند ، به طور مشخص دارای شرایط عدم اطمینان هستند . در چنین موقعیت هایی امکان دارد تصمیم گیرنده از همه حالات ممکن آگاه نباشد و نتواند احتمال موفقیت را برای این کار تخمین بزند .

مراحل تصمیم گیری درست :

  1. تعیین و تشخیص مسئله : اولین گام در تصمیم گیری ، این است که وجود یک مشکل پذیرفته شود . تشخیص وجود مسائل برخی مواقع ساده است امّا در اکثر مواقع پیچیده می باشد . شناخت مساله در زمان مناسب ، یکی از موضوعاتی است که می تواند تاثیر زیادی در تصمیم گیری های آینده داشته باشد .
  2. تدوین مسئله : بعد از شناخت یک مشکل باید جزئیات آن موشکافی شود . دلیل بوقوع پیوستن یک مسئله می تواند به عوامل شناخته شده و ناشناخته بسیاری مربوط شود . هرچه عوامل ناشناخته را بهتر بشناسیم ، می توانیم تصمیمات سازنده تری را بگیریم .
  3. تهیه بیانیه کتبی مسئله : شاید تعریف شفاهی یک مشکل کار ساده ای باشد . امّا هنگامی که بخواهیم آن مشکل را مکتوب کنیم با زوایای جدیدی از آن مشکل مواجه می شویم . وقتی مشکل را برروی کاغذ می آوریم باعث ایجاد مستند سازی دقیقی از شروع فرآیند تصمیم سازی می شویم . این مستندسازی در مراحل بعدی فرآیند تصمیم گیری می تواند مورد استفاده و ارجاع قرار گیرد . در مستند سازی دقت به موارد زیر ضروری است :
    1. مشکل را کاملا واضح و شفاف بیان کنید و از کلی گویی بپرهیزید .
    2. علائم مشاهده شده از یک مشکل و پیشنهادات اولیه را به دقت ثبت نمایید .
    3. مشکل را با عبارات شفاف و مشخص مطرح کنید . به گونه ای که با گذر زمان نتوان مفهوم آن عبارات را تغییر داد .
    4. تمام اعضای یک تیم در تهیه مستندات مشارکت داشته باشند.
    5. از علائم ، نمودارها و چارت های سازمانی برای تعریف بهتر یک مشکل استفاده کنید . البتّه بایستی از قبل برای این موضوع یک استاندارد تعریف کنید .
  4. تعیین راهکارهای حل مشکل : مشخص کردن راهکارهای ممکن برای حل یک مشکل از کارهای ضروری تصمیم سازان می باشد . در راه حل یابی نباید عجله کرد بلکه بایستی تمامی راه حل های موجود را در نظر گرفت . ابتکار و خلاقیت در فرآیندهای تصمیم سازی می تواند ایده های جدید و منحصربفردی را بوجود آورد که زمینه ساز فرصت های جدیدی برای یک سازمان خواهند بود .
  5. ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار : ممکن است برای یک چالش چندین راهکار وجود داشته باشد . در تصمیم گیری ، بسیار مهم است که راهکارهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرند و مناسب ترین شیوه انتخاب شود . توجه به منابع موجود و توانایی های اعضای یک سازمان در انتخاب راهکار نهایی بسیار مهم است . ممکن است بسیاری از راهکارها به ظاهر مناسب باشند امّا در عمل پیاده سازی آنها غیرممکن باشد .
  6. اجرای تصمیم : بعد از انتخاب بهترین راهکار ، بایستی ساختارهای سازمانی برای اجرای یک تصمیم تعیین شوند . در این مرحله بایستی وظایف هرکسی به درستی تعیین شود تا تداخل در اجرای مسئولیت ها پیش نیاید .
  7. کنترل و نظارت بر اجرای تصمیم : کنترل اجرای تصمیمات مستلزم جمع آوری اطلاعات ، جهت بررسی چگونگی عملکرد تصمیم می باشد . بازخورد (feedback) گرفتن از واحدهای مختلفی که با آن تصمیم مرتبط بوده اند از اهمیت زیادی برخوردار است . برای نظارت و کنترل درست بایستی مجموعه ای از معیارها (شاخص ها) و استانداردهای معینی را از قبل مشخص نمود . همچنین ضرورت دارد تا مکانیزمی برای جمع آوری داده ها در نظر گرفته شود . سپس با آنالیز (تجزیه و تحلیل) داده ها بر نحوه اجرای درست یک تصمیم می توان نظارت نمود .

نویسنده : مسعود معاونی

این نوشته در مدیریت استراتژیک ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *