کار تیمی و رهبری تیم :

تیم چیست ؟

در این پست قصد داریم درباره کار تیمی صحبت کنیم . برای این منظور مجبوریم مفاهیم پایه ای را توضیح دهیم . یکی از این مفاهیم پایه ای مفهوم تیم و تیم بودن است . بایستی توجه داشت که انسان ها در بسیاری از امور روزمره به تنهایی قادر نیستند به موفقیت چندانی دست یابند . به طور کلی انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و بسیاری از فعالیت های انسانی در قالب کارتیمی قابل تعریف هستند .

کار تیمی چیست ؟
کار تیمی چیست ؟

یک تیم را می توان به صورت یک گروه از انسان ها در نظر گرفت که برای انجام کاری با یکدیگر سازمان دهی شده اند و هرکدا از آنها دارای یک وظیفه مشخص می باشند .

دقیق ترین تعریف کار تیمی را از در اینجا مطالعه کنید .

قابل ذکر است که هرگونه کار گروهی را نمی توان یک کار تیمی دانست . در واقع زمانی ما گروهی را تیم می نامیم که دارای هدفی مشخص باشند و برای انجام یک وظیفه بصورت چابک و خلاقانه عمل نمایند . چنین گروهی (که ما آن را تیم می نامیم) از مواجه با مشکلات نمی هراسند ، بلکه از قبل راهکارهایی برای مقابله با مشکلات و خطرات احتمالی در نظر می گیرند .

مزایای کار تیمی :

  1. تیم ها باعث افزایش کارآیی می شوند .
  2. کار تیمی باعث حفظ روحیه افراد در مواجه با مشکلات می شود .
  3. اعضای یک تیم می توانند نقاط ضعف و قدرت یکدیگر را پوشش دهند .
  4. کار تیمی باعث افزایش میزان مسئولیت پذیری افراد در مقابل یکدیگر و انجام وظایف می شود .
  5. افزایش توانایی افراد در مواجه با ریسک های مختلف .
  6. سرعت بیشتر در انجام کارها .
  7. افزایش راندمان افراد در کار تیمی .
  8. افزایش ارتباطات و شبکه سازی .

هدف یابی در یک تیم :

اعضای تیم تا زمانی یک تیم محسوب می شوند که دارای یک هدف واقعی و قابل دسترسی باشند . اگر هدف تیم را بسیار بزرگ یا رویایی انتخاب کنیم ممکن است تیم دچار از هم گسیختگی شود . سعی کنید چشم اندازی مشخص را برای تیم مشخص کنید و آن را به تمامی اعضای تیم معرفی کنید .

با کار تیمی در مقابل بزرگترین رقبای خود بایستید .
تعریف کار تیمی به زبان ساده

در هدفیابی ، منابع معتبری را برای خود در نظر بگیرید . بودجه بندی و برنامه زمانبندی از موضوعات مهم در کار تیمی می باشند که بایستی در سند چشم انداز یک تیم مورد توجه قرار گیرند . در کار تیمی سعی کنید واقع گرا باشید و تمامی مشکلات موجود در تیم را با اعضا در میان بگذارید . با توجه به اهداف تیم ، هرکدام از اعضای تیم باید دارای یک نقش موثر و مرتبط باشند .

اهداف یک تیم بایستی به صورت مستمر مورد بازبینی و بروزرسانی قرار گیرند . سرعت تغییرات تکنولوژیکی در سالیان اخیر باعث گردیده است تا بروزرسانی برنامه ها ، یک نیاز همیشگی باشد .

سعی کنید همیشه اهدافی قابل اجرا را برای تیم تان انتخاب کنید امّا همیشه هدفهایی بزرگتر برای تیم تان در نظر بگیرید . این بزرگ شاید در حال حاضر قابل اجرا نباشند امّا باعث می شوند تیم انگیزه لازم برای فعالیت را داشته باشد و هیچ گاه با رخوت و سکون مواجه نشود .

و در پایان …

در کار تیمی همیشه باید پیشرفت و توسعه را مدنظر قرار داد . سعی کنید اعضای تیم را از روند اجرای برنامه ها مطلع کنید . بهتر است به صورت دوره ای به اعضای تیم آمار بدهید (عدد ، رقم ونمودار به تیم ارائه دهید ) . تا آنها بدانند که کارتیمی آنها چه نتیجه ای داشته است و هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارند . در کار تیمی همواره یک استراتژی مشخص را دنبال کنید . این استراتژی به عنوان ابزاری برای رساندن تیم به اهداف عالی تیم می باشد .

نویسنده : مسعود معاونی

منتشرشده در اصول مدیریت | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مفهوم و کاربرد استراتژی

استراتژی چیست ؟

استراتژی به مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری برای جهت دادن به رفتار سازمانی گفته می شود . برای شناخت کاربرد استراتژی بایستی ابتدا ویژگی های یک استراتژی موثر را درک کرد .

استراتژی چیست و کاربرد آن در مدیریت چیست ؟
استراتژی چیست و کاربرد آن در مدیریت چیست ؟

ویژگی های استراتژی :

یک استراتژی دارای چندین ویژگی خاص است :

  1. یک استراتژی هرگز به یک اقدام فوری نمی انجامد . به عبارتی دیگر ، استراتژی یک فرآیند دراز مدت است .
  2. استراتژی ها از طریق فرآیندهای تحقیقاتی بدست می آیند . استراتژی ها معمولا وظیفه هماهنگی در سطح کلان را برعهده دارند .
  3. در هنگام طراحی استراتژی ، تعیین تمام جزئیات امکان پذیر نمی باشد . بلکه گذشت زمان است که جزئیات یک استراتژی و طرح های عملیاتی را نمایان خواهد کرد .
  4. یک استراتژی با اهداف اساسی یک سازمان تفاوت های اساسی دارد . اهداف مقصد یک سازمان را نشان می دهند ولی استراتژی ها وسیله ای برای رسیدن به اهداف می باشند .
  5. باید توجه داشت که اهداف اساسی یک سازمان با استراتژی های همان سازمان قابلیت جایگزینی دارند .

کاربرد استراتژی :

یک استراتژی بایستی توانایی افزایش بهبود عملکرد را داشته باشد . این ویژگی به ظاهر ساده ، مهمترین کاربرد استراتژی در یک سازمان را نشان می دهد . اگر این کاربرد برای یک استراتژی وجود ناشته باشد ، آن استراتژی هیچ اهمیتی نخواهد داشت .

استراتژی یک مفهوم سیستمی است که به رشد یک سازمان پیچیده کمک می کند و به آن جهت می دهد . استراتژی زمانی دارای ارزش می شود که بتوان ، آن را بر روی برنامه های عملیاتی جاری و پیاده سازی کرد . یک استراتژی باید توانایی اجرای سیاست های کلی (خط مشی ها) یک سازمان را داشته باشد .

انواع استراتژی :

یک استراتژی را می توان از منظرهای مختلفی دسته بندی کرد .(همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید) . در اینجا ما استراتژی را از دیدگاه سازمان های کوچک و متوسط (استارت آپی ها) تقسیم بندی می کنیم . در واقع ما به بررسی استراتژی های وظیفه ای می پردازیم :

معرفی انواع استراتژس
معرفی انواع استراتژی
  1. استراتژی تمرکز گرایی : این نوع استراتژی بر روی فعالیت های فعلی یک سازمان متمرکز می شود .
  2. استراتژی توسعه بازار : همه سازمان ها تمایل دارند بازار خود را توسعه دهند . آنها سعی می کنند با توسعه کانال های توزیع بازارهای خود را گسترش دهند .
  3. استراتژی نوآوری : همه سازمان ها سعی دارند با نوآوری و خلاقیت کالاها یا خدمات جدیدی را عرضه کنند .
  4. استراتژی ائتلاف افقی : بسیاری از سازمان ها در یک استراتژی بلند مدت سعی می کنند یک یا چند شرکت دارای عملیات مشابه را با یکدیگر ادغام کنند .
  5. استراتژی ائتلاف عمودی : معمولا سازمان ها می توانند با شرکت هایی که مواد اولیه آنها را تامین می کنند ادغام شوند . این ادغام باعث کاهش هزینه ها و افزایش قدرت رقابت در بازار می شود .
  6. استراتژی سرمایه گذاری مشترک : معمولا برخی مواقع ضروری است که چندین شرکت با یکدیگر متحد شوند و بر روی یک موضوع مشترک سرمایه گذاری کنند .
  7. استراتژی تنوع بخشی : گاهی لازم است ، یک شرکت در فعالیت های متنوعی مشارکت کند . این تنوع باعث هم افزایی و افزایش نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف یک سازمان می شود .
  8. استراتژی کاهش مسیر : معمولا زمانی که یک شرکت با کاهش سودآوری مواجه می شود تصمیم به تغییر مسیر کاری خود می گیرد .
  9. استراتژی رها کردن : برخی مواقع رها کردن یا فروش بخشی یا کل شرکت ، استراتژی اصلی یک سازمان می باشد . در چنین مواقعی مدیران به این نتیجه می رسند که فروش شرکت می تواند برای آنها سود آورتر باشد .

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی – اسلامی

مدیر ، اداره و مدیریت کلماتی هستند که همواره در طول زندگی با آنها مواجه می شویم . یکی از موضوعات کلیدی که سالیان اخیر در جامعه ایرانی مورد توجه بسیاری قرار گرفته است ، مدیریت خانواده می باشد . در مدیریت خانواده بایستی به سبک زندگی ایرانی – اسلامی توجه ویژه ای شود .

با یک مدیریت خانواده درست می توان جامعه ای پویا و با نشاط داشت . اعضای چنین جامعه ای به سمت رشد و بلوغ فکری حرکت خواهند کرد . بایستی توجه داشت که مدیریت علم و هنر است . بدین معنا که در کنار فراگیری علوم مدیریتی بایستی خلاقیت و نبوغ ذاتی را هم پرورش داد .

مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی - اسلامی
مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی – اسلامی

در یک مدیریت صحیح بایستی به دنبال شناخت مهارت ها و شایستگی های اعضای خانواده بود . در عین حال همیشه به دنبال رفع نقص و کاستی ها بود و سعی در بهبود و پوشش آنها داشت .

پروین اعتصامی چه زیبا در این باره می گوید :
همیشه دختر امروز ، مادر فرداست                 زمادر است مسیر بزرگی پسران
چه زن ، چه مرد کسی شد حکیم و کامروا          که داشت میوه ای از باغ علم و دین در دامان

هر چند خانواده کوچکترین واحد اجتماعی در هر جامعه محسوب می شود امّا اهمیت مدیریت در این واحد کوچک ، به اندازه ای مهم است که در هیچ نهاد اجتماعی دیگری نظیر آن را نمی توان یافت .

محبّت و عشق پایه گذار یک خانواده است . امّا باید توجه داشت که این عناصر هم برای اتحاد و دوام نیاز به یک مدیریت قوی دارند . با تولد فرزندان و گسترش نهاد خانواده اهمیت مدیریت خانواده بیش از پیش نمود پیدا می کند .

تعریف مدیریت (مدیریت خانواده) :

در این پست (مدیریت چیست ؟) به طور مفصل به تعریف مدیریت پرداخته ایم . امّا اینجا به فراخور بحث آن را مجدد تعریف می کنیم .

مدیریت را می توان علم و هنر برنامه ریزی ، سازمان دهی ، نظارت ، کنترل ، هماهنگی و رهبری در فعالیت های دسته جمعی عدهّ ای دانست که دارای هدف مشترکی هستند .

تعریف مدیریت خانواده را می توان نظیر تعریف فوق ذکر کرد با این تفاوت که هدف چنین مدیریتی ارتقاء و پیشرفت اعضا یک خانواده می باشد . تفاوتی هم نمی کند که شاهد مدیریتی پدرسالارانه باشیم یا شاهد مدیریت مادرسالارانه یا مدیریت فرزند محورانه باشیم .

باید توجه داشت که تمامی اعضای یک خانواده نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند . مشارکت در امور خانواده چنان لذتّی را به همراه دارد که هیچ گونه فعالیت اجتماعی دیگر نمی تواند نظیر آن را برای افراد فراهم کند .

مدیریت خانواده در سبک زندگی – اسلامی :

در سبک زندگی ایرانی اسلامی ، خانواده را نخستین پایگاه آموزشی هر انسانی می دانند . خانواده با نقش سازنده خود می تواند برروی آینده فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی یک جامعه تاثیر داشته باشد .

مهمترین وظیفه مدیریت در یک خانواده اجرای یک سبک زندگی می باشد که با فرهنگ جامعه ایرانی سازگار باشد و عقاید دینی و اسلامی در آن رعایت شود . سبک زندگی به معنای شیوه رفتارها ، کنش و واکنش ها در یک خانواده می باشد که براساس یک سری بایدها و نبایدها شکل می گیرد .

دین و عقاید مذهبی تاثیر زیادی بر سبک زندگی انسان ها دارند . اعتقاد به یکسری اصول باعث بازتعریف بایدها و نبایدهای بسیاری می شود . این بایدها و نبایدهای مذهبی خانواده را در مسیر مناسبی قرار می دهند .

آیا رشته دانشگاهی مدیریت خانواده دارای ارزش استخدامی است ؟

سبک زندگی اسلامی باعث می شود که نهاد خانواده رسالت خود را بهتر بشناسد . هر عضوی از خانواده با حقوق خود آشنا شود و قواعد زندگی اجتماعی را بداند . همین موضوع باعث می شود تا اختلافات درون خانواده به حداقل برسد و مدیریت خانواده به بهترین شکل پیاده سازی شود .

(پ .ن : در مواردی که شاهد اختلافات در خانواده هایی هستیم که مدعی هستند با سبک اسلامی زندگی می کنند ، بایستی ایراد را در تعریف نادرست آن ها از سبک زندگی اسلامی بجوییم که خود این مسئله باعث مدیریت نادرست خانواده می گردد ) .

سبک زندگی اسلامی به همه در محدوده قانونی آزادی داده است . امّا هیچ گاه اجازه نداده است که این آزادی ها باعث نقض قدرت مدیریت خانواده گردند .

و در پایان …

مدیریت ، هنر درست اداره کردن امور است که می تواند در اختیار مرد ، زن یا هر دو قرار گیرد . مدیریت با استفاده از سبک زندگی ایرانی ، اسلامی که در واقع شالوده و قانون اساسی مدیریت خانواده می باشد سعی در ارتقاء یک خانواده دارد . به یقین می دانیم که رشد و نمو خانواده ها باعث توسعه یافتگی یک جامعه خواهد شد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : جمع آوری از منابع مختلف و بازنویسی

منتشرشده در مدیریت خانه داری | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

حل مشکلات در فرآیند تصمیم گیری

معمولا مدیران ارشد سازمانی بر حسب شرایط و مسائل پیش روی هر سازمانی نیاز دارند تا تصمیم گیری کنند . بسیاری مدیریت و تصمیم گیری را معادل یکدیگر می دانند که هدف آن حل مشکلات فراروی یک سازمان است . باید توجه داشت که شناسایی مشکلات ، تصمیم گیری ، انتخاب راه حل و شیوه حل مشکلات با یکدیگر تفاوت های اساسی دارند . چگونگی حل مشکلات یک سازمان به مکاتب مدیریتی ، مدیران آن سازمان هم بستگی دارد .

تصمیم گیری و حل مشکلات
تصمیم گیری و حل مشکلات

شناسایی مشکلات :

برای حل مشکلات یک سازمان باید شناخت و تعریف دقیقی از یک مشکل را داشت . شناسایی درست یک مشکل می تواند کمک زیادی در تعیین اهداف و اولویت بندی آنها بنماید . معمولا مدیران با تجربه برای حل مشکلات ک سازمان سعی می کنند از تجربیات مشابه در گذشته استفاده کنند . مثلا هنگامی که هزینه ها در یک بخش به طور ناگهانی افزایش می یابد از برنامه های کاهش هزینه ها که قبلا اجرای آنها موفقیت آمیز بوده است استفاده می کنند .

معمولا کارکنان برای حل مشکلات موجود ، انگیزه بسیاری دارند .کارکنان بعد از این که از وجود یک مسئله آگاهی یافتنند سعی می کنند تا آن را به مدیران خود اطلاع دهند . زیرا که آنها تصور می کنند مدیران ، امین ترین افرادی هستند که می توانند مشکلات را مدیریت کنند .

تعریف تصمیم گیری :

تصمیم گیری فرآیندی می باشد که از طیق آن راه حل هایی برای حل مشکلات انتخاب می گردند .

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

انواع مشکل و تصمیم سازی :

مدیران در شرایط مختلف ، تصمیمات گوناگونی می گیرند . برای یک تصمیم گیری درست باید اطلاعات درستی از یک مشکل داشت . هدف نهایی تصمیم گیری حل مشکلات یک سازمان به بهترین شکل ممکن می باشد .

اگر در فر آیند تصمیم گیری بتوان براساس یک رویه مشخص عمل کرد می توان امیدوار بود که نتیجه قابل قبولی بدست خواهد آمد . اما معمولا ما مجبور هستیم ، تصمیماتمان را در شرایط برنامه ریزی نشده ای بگیریم . زیرا که مشکلات معمولا به صورت ناگهانی بوجود می آیند .

برای حل مشکلات باید به دلایل بروز آنها توجه داشته باشیم . بسیاری از مشکلات براساس یک سری روابط علت و معلولی بوجود می آیند که با کمی دقت می توانیم جلوی بروز آنها را بگیریم .

مهمترین دلایل بروز مشکلات :

  1. وجود تفاوت های فرهنگی در محیط های کاری
  2. عدم آشنایی کامل با ابعاد مختلف یک مشکل (حل ناقص مشکل و مواجه شدن با مشکلات بعدی)
  3. نداشتن اعتماد به نفس در بین کارکنان و مدیران
  4. وجود فشار عصبی و اضطراب
  5. بی نظمی در اجرای فرآیندها
  6. نداشتن دور اندیشی در تصمیم گیری ها و انتخاب ها
  7. اتکاء به فرضیات غلط
  8. نداشتن تحقیقات کافی
  9. احساساتی بودن و باورهای تعصبّی
  10. تردید کردن بین گزینه های مختلف
  11. عدم مشورت با کارشناسان و متخصصان در حوزه های مختلف
  12. عدم آشنایی با توانایی های خودمان و دیگران
  13. عدم تعهد به اجرای یک تصمیم که خود مشکلات بعدی را به همراه خواهد داشت .
  14. انتخاب چند گزینه متضاد با یکدیگر و اصرار به اجرای همه آنها
  15. فکر کنید ، اما زیاد زمان و و فرصت های فرارویمان را با فکر کردن هدر ندهیم (زیاد فکر نکنیم !!!).

در چند پست آینده به طور مفصل درباره تصمیم گیری موثر صحبت خواهیم کرد . یک تصمیم گیری درست می تواند در حل مشکلات یک سازمان کارگشا باشد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

منتشرشده در مدیریت بحران, مدیریت منابع انسانی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه شرایط بروز خلاقیت را درافراد مختلف ایجاد کنیم ؟

شرایط بروز خلاقیت :

به طور کلی برخی افراد به طور ذاتی خلاق و مبتکر هستند . این گونه افراد دارای خلاقیت بیشتری از دیگران می باشند . امّا تجربه نشان داده است که برخی از محیط ها هم می توانند در بروز خلاقیت افراد موثر باشند .

سازمان ها می توانند مشوق یا بازدارنده خلاقیت در افراد مختلف باشند . تمامی زوایای این موضوع که چه اتفاقی می افتد که افراد خلاقیت خود را بروز می دهند ، هنوز بر متخصصان پوشیده است . امّا می توان مواردی را به عنوان محرک های اصلی در بروز خلاقیت معرفی کرد . در ادامه به معرفی برخی از این موارد می پردازیم :

۱- فضای خلاق :

کمتر کسی است که به اهمیت محیط در بروز نوآوری و خلاقیت واقف نباشد . هر روزه شاهد ایده های جذابی از سازمان های خلاق هستیم . معمولا در چنین سازمان هایی مدیران ارشد ، همیشه آمادگی شنیدن ایده های جدید و حتی عجیب و غریب را دارند . آن ها حتی به نظرات افرادی که پایین ترین سمت سازمانی را دارند ، احترام می گذارند .

باید دقت شود که هر فکر خلاقانه ای ، ممکن است قابلیت پیاده سازی نداشته باشد . اما می تواند مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و دلایل غیرقابل اجرا بودن آن به صاحب فکر ارائه گردد .

۲- فرصت دهی برای بروز خلاقیت :

بروز خلاقیت معمولا نیاز به زمان دارد . باید بعد از طرح یک مساله به افراد یک سازمان فرصت کافی داد تا خلاقیت خود را درباره آن موضوع به عرصه ظهور درآورند .

یک تفکر خلاق بایستی به دقت یک مساله را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد . تمرکز بر روی مسائل پیچیده نیاز به زمان کافی دارد . برای نیل به این هدف می توان یک اتاق مخصوص برای بروز خلاقیت کارکنان در نظر گرفت . این اتاق باید آرام بوده و کمترین مزاحمت های محیطی را داشته باشد .

۳- سیستم پیشنهادات :

در سازمان های بزرگ می توان از طریق اتوماسیون اداری ، یک سیستم ارائه پیشنهادات را طراحی کرد . بهتر آن است که یک فرد خلاق را مسئول بررسی این پیشنهادات و دسته بندی آن ها کنیم . سپس پیشنهادات در کارگروه های مخصوصی مورد ارزیابی قرار گیرند .

می توان به پیشنهادات برتر می توان جوایزی اختصاص داد . البتّه تنها پاداش نمی تواند رضایت کارمندان را جلب کند بلکه باید به آنها اطمینان خاطر داد که پیشنهاداتشان بسیار تاثیر گذار بوده است و توانسته اند مشکلات سازمان را برطرف نمایند .

۴- ایجاد واحد مخصوص خلاقیت :

اگر در یک سازمان بزرگ قرار دارید و یا یک گروه کوچک ولی چابک را در اختیار دارید می توانید یک بخش مخصوص برای بروز خلاقیت ایجاد کنید . معمولا سازمان های بزرگ این بخش را واحد تحقیق و توسعه (R&D) می نامند .

واحدهای R&D تمام وقت خود را صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات بهتر یا محصولی کاملتر می نمایند . در واقع اینگونه واحدها سعی می کنند به عنوان یک گروه دانش بنیان ، اندیشه خام را تبدیل به ایده های خلاقانه و پولساز بنمایند .

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

خلاصه نویسی و ارائه : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه تفکر خلاق داشته باشیم ؟

در این پست قصد داریم درباره شیوه هایی صحبت کنیم که باعث می شوند ما به یک تفکر خلاق دست پیدا کنیم . تفکر خلاق (Creative Thinking) نوعی مهارت فکر کردن می باشد که شخص با پرورش آن قدرت یافتن راه حل های مبتکرانه را برای حل مسائل مختلف در زندگی و کارش پیدا می کند .

تفکر خلاق
تفکر خلاق

قبلا در یک پست ، به طور مفصل به معرفی انواع شیوه های تفکر پرداختیم . تفکر خلاق یا همان خلاقیت در فکر کردن را می توان در هرکسی بهبود بخشید و حتی پرورش داد . در ادامه به معرفی چندین شیوه می پردازیم که می توانند باعث بهبود تفکر خلاق در ما شود :

۱- یادداشت برداری :

شما باید همیشه همراه خود یک دفترچه یادداشت داشته باشید . استفاده از دفترچه یادداشت باعث می شود تا شما خرده ایده هایی که به ذهنتان خطور می کند را ثبت کنید و از فراموش شدن آنها جلوگیری کنید .

اکثر دانش پژوهان که دارای تفکر خلاقی هستند همواره برگه های یادداشت ۲*۸ سانتی متری (فیش) را به همراه خود دارند . زود گذرترین چیز در جهان یک فکر است که از ظهور تا فروغ آن تنها چند لحظه طول می کشد . پس هرگز به حافظه خود اعتماد نکنید .

ثبت ایده ها در ابزارهای الکترونیکی نظیر موبایل های هوشمند و تبلت ها هم نمی تواند شما را از ثبت کاغذی بی نیاز کند . چرا که تجربه نشان داده که بعد از ثبت یک موضوع در چنین ابزارهایی کمتر برای بررسی آن مراجعه و وقت گذاشته می شود .

“بهترین روش و زمان برای حفظ یک اندیشه ، ثبت در هنگام بروز آن می باشد “

شاید یک فکر در لحظه حاضر ارزشی نداشته باشد اما با ثبت آن در پرونده «فکرهای نو» ، میتوان در آینده برای آن کاربردی پیدا کرد .

۲- زمان و مکانی برای فکر کردن :

شما برای آن که به یک تفکر خلاق برسید بایستی مدت زمان مشخصی را در هر روز به فکرکردن اختصاص دهید . معمولا اوایل صبح بهترین زمان برای فکرکردن می باشد . دقت داشته باشید که مکان هم می تواند در میزان خلاقیت فکرکردن تاثیر داشته باشد . بنابراین سعی کنید یک مکان آرام برای فکر کردن خود مهیا کنید .

۳- افزایش حس کنجکاوی و پرسش گری

ذهن انسان به سئوالاتی که با کلماتی نظیر چه ، چگونه و چرا پرسیده می شوند واکنش بهتری نشان می دهد . پس سعی کنید همواره درباره دلایل یک موضوع پرسش گر باشید . ابتدا سعی کنید دلایل بوقوع پیوستن امور بدیهی را مورد سئوال قرار دهید و به مرور زمان سئوالات پیچیده تری را از خودتان و اطرافیانتان بپرسید .

۴- برقراری ارتباط میان افکار مختلف :

از هر ذهنی درباره یک موضوع مشخص ، افکار مختلفی تراوش می شود . اگر بتوانیم این افکار را جمع آوری کنیم و به یکدیگر ارتباط دهیم ، امکان دارد به نتایج ارزشمندی برسیم . ترکیب افکار می تواند باعث ایجاد خلاقیت شود . در واقع در تفکر خلاق ما به دنبال همنشینی تفکرهای متضاد با یکدیگر هستیم .

۵- دنبال تغییر باشید :

سعی کنید هیچ گاه به وضعیت موجود رضایت ندهید و به دنبال بهبود باشید . یک تفکر خلاق به دنبال یافتن بهترین راه حل ها خواهد بود . پس سعی کنید گزینه های مختلف را با یکدیگر ترکیب کنید یا گزینه های جدیدی را جایگزین موارد قدیمی تر کنید . شما می توانید برخی مواقع بعضی چیزهای غیرضروری را از یک سیستم حذف کنید . ممکن است در شرایطی هم ، لازم باشد که مسیر حرکتی خود را به طور کامل تغییر دهید .

۶- فهرست ویژگی ها :

همیشه تعدادی از ویژگی های یک مفهوم یا شئ را برای خود لیست کنید . دقت در این ویژگی ها باعث اکتشاف نقاط کور و مبهم بسیاری برای شما می شود . سعی کنید با یک تفکر خلاق دلایل وقوع یک رویداد را مورد بررسی قرار دهید . شناخت و یافتن ارتباطاتی که باعث بوجود آمدن یک چالش می شود ، می تواند راهگشای شما در حل مشکلات باشند .

۷- تحلیل شبکه :

سعی کنید بین دو موضوعی که از قبل با یکدیگر هیچ ارتباطی ندارند یک قرابت و پیوند برقرار کنید . شما باید امکان ایجاد یک شبکه بین موضوعات مختلف را داشته باشید . این موضوع باعث می شود تا با یک تفکر خلاق به سراغ پارادوکس های اساسی بروید .

۸- یافتن راه حل ها :

در زمان بوقوع پیوستن یک مشکل سعی کنید از تمامی کارکنان و افراد موجود در سیستم چاره جویی کنید . تجربه نشان داده است که بعضی از مشکلات به ظاهر پیچیده و لاینحل ، پاسخ های ساده و ابتدایی دارند . شما بایستی توانایی اداره جلسات بارش فکری (طوفان مغزی) را داشته باشید . برای این منظور :

  1. هیچ فکری را مورد انتقاد قرار ندهید .
  2. افکار بکر را پرورش دهید .
  3. بر کمیت تولید فکر متمرکز باشید (در این مرحله کیفیت افکار چندان اهمیتی ندارد) .
  4. سایر افراد را برای مشارکت و بهبود بخشیدن فکرها تشویق کنید .

۹- خود را جای دیگران قرار دهید :

در تفکر خلاقانه شما باید خودتان را جای دیگران قرار دهید و ببینید در شرایطی مشابه ، شما چه تصمیمی درباره آن موضوع می گرفتید . این کار باعث شناسایی بهتر اهداف ، امکانات و مشکلات مختلف می شود .

۱۰ – استفاده از نتایج :

معمولا نتایج یک فرآیند می توانند سرنخ های بسیاری را برای یافتن دلیل بوقوع پیوستن یک موضوع بدهند . شما می توانید از نتایج یک فعالیت به میزان بازدهی آن دست یابید و سعی کنید با انجام تغییرات کارآیی خود و سیستم تان را افزایش دهید .

گردآوری : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

منتشرشده در اصول مدیریت, مدیریت آموزشی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه خلاق شویم و خلاقیت خود را بروز دهیم

فرآیند خلاقیت

در این پست قصد داریم تا به یکی از بنیادی ترین پرسش هایی بپردازیم که در سالیان اخیر مطرح گردیده است و آن هم این است که چگونه خلاقیت در برخی از افراد اتفاق می افتد ؟ امّا قبل از آن که به این موضوع بپردازیم ، مناسب تر آن است که به یک سئوال مهم دیگر پاسخ دهیم . آن سئوال عبارتست : تفاوت نوآوری و خلاقیت چیست ؟

نوآوری و خلاقیت

ظهور خلاقیت فرآیند پیچیده ای است . امّا باید توجه داشت که میان نوآوری (innovation) و خلاقیت (creativity) تفاوت زیادی وجود دارد . خلاقیت را می توان توانایی و قدرت ایجاد یک فکر جدید (ایده) تعریف کرد ، در حالی که نوآوری به معنای بکارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت در کسب و کارها می باشد .

چگونه خلاق شویم ؟

چگونه خلاق شویم ؟

نوآوری در یک سازمان می تواند منجر به تولید یک محصول جدید ، خدمت جدید یا حتی یک راهکار جدید برای انجام یک فرآیند باشد . نوآوری می تواند حتی بکارگیری یک راهکار قدیمی در حل یک مساله جدید باشد ، البتّه به شرطی که تاکنون کسی آن روش را استفاده نکرده باشد .

مراحل ظهور خلاقیت در انسان ها

هرچند که دوره ها و مقالات آموزشی بسیاری برای ظهور خلاقیت وجود دارد امّا صاحبنظران هنوز نتوانسته اند به ارائه راهکاری جامع برای ظهور و پرورش خلاقیت دست یابند . با این حال محققان یک سری  مراحل را برای پیشرفت  خلاقت مطرح می کنند که می تواند در این زمینه راهگشا باشد . در ادامه به بررسی  این مراحل می پردازیم :

۱- داشتن نگرش مثبت به ایده های جدید :

یک فرد خلاق باید به آزادی فکر توجه کند و سعی کند ایده های جدیدی که به ذهن خود و اطرافیانش می رسد را بپذیرد و آن ایده ها را پرورش دهد تا به بلوغ کافی برسند .

۲- حساسیت نشان دادن نسبت به مشکلات :

شناخت مشکلات و تجه کردن به آنها می تواند موجب رشد خلاقیت در افراد گردد . یک فرد خلاق ابتدا مسائل و مشکلات را می پذیرد و سعی می نماید تا به صورت خلاقانه آن مشکل را برطرف نموده و به هدف خود دست یابد .

۳- توجه به به مواد خام ایده ها :

یک ایده معمولا از دانش افراد نسبت به یک موضوع ، اندیشه های دیگران و تجربیات ارزشمند گذشته بدست می آید . این منابع معمولا از طریق مطالعه ، آموزش ،مشاهد و آزمایش ، مصاحبه و گفتگو ، توجه به رسانه های گروهی ، سفرهای گوناگون ، حضور در کنفرانس ها و نمایشگاه های تخصصی و … بدست می آیند .

باید توجه داشت که یک ایده هرگز در خلاء شکل نخواهد گرفت . افراد خلاق ایده ها و تفکرات خود را در معرض دید و قضاوت عموم قرار می دهند و سعی می کنند از تجربیات متخصصان بهره کافی را ببرند .

۴- گردآوری تفکرات :

یک فرد خلاق هرگز خود را محدود به یک فکر یا ایده نمی کند ، بلکه سعی می کند با حضور در جلسات توفان فکری ، ایده های مختلف رابشنود و بهترین مسیر و راه حل را برای حل یک مشکل بیابد . باید توجه داشت که در خلاقیت همانطور که کیفیت یک ایده اهمیت دارد کمیّت ایده ها هم مهم هستند .

هرچه تعداد ایده بیشتری در اختیار شما باشد ، امکان یافتن بهترین راه حل ها افزایش خواهد یافت . پس یک فرد خلاق هرگز ذهن خود را محدود به یک راهکار نمی نماید . او تلاش می کند تا بهترین راهکارها را با کمک بهترین تیم های کاری بوجود آورد .

۵- فعال کردن ضمیر ناخودآگاه برای حل مسائل پیچیده :

افراد خلاق وقتی که درگیر یک مسئله ای می شوند به صورت شبانه روزی در تلاش برای حل آن مشکل می باشند . در بسیاری از مواقع ضمیر ناخودآگاه به کمک افراد خلاق می آید و راهکارهای جالبی را به ذهن آنها انتقال می دهد .

در علم روانشناسی داریم که ذهن خودآگاه تنها قسمت کوچکی از قدرت ذهنی آدمی را تشکیل می دهد این در حالی است که بسیاری از سلول های مغزی ما (ضمیر ناخودآگاه) همواره به دنبال حل بسیاری از مجهولات پیچیده می باشند .

معمولا در حالت عجز و ناتوانی این ضمیر ناخودآگاه است که به کمک ما می آید و راهکارهای متنوع و قابل توجهی را ارائه می دهد . روانشناسان این مرحله را خواب بر روی مساله (Sleeping on the Problem) می نامند که فرد در آن به طور غیرمستقیم به جواب یک مسئله دست خواهد یافت .

۶- ظهور ناگهانی یک فکر (ایده) :

در سالیان اخیر شاهد این بوده ایم که بسیاری از ایده ها با یک جرقه کوچک در ذهن افراد شکل گرفته است در حالی که فرد انتظار ظهور چنین ایده ای را نداشته است .

افراد خلاق همواره منتظر چنین جرقه ها و لحظاتی باقی می مانند . شاید یافتن یک ایده مطلوب چندین سال به طول بینجامد ، اما چنین افرادی هرگز ناامید نخواهند شد و همواره به دنبال یافتن موقعیت های بکر و تازه باقی می مانند .

(مطالب مشابه : خلاقیت و نوآوری)

(مطلب مرتبط : انواع تفکر)

گردآورنده : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت کارآفرینی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

انواع تفکر

بررسی شیوه های مختلف اندیشیدن

ایده جدید و خلاقانه با تفکر و اندیشه بدست می آید . به همین دلیل در این پست قصد داریم به بررسی شیوه های تفکر بپردازیم و انواع آن را بررسی کنیم .

انواع تفکر

۱- تفکر خلاق

تفکر خلاق شیوه تفکری است که در آن ذهن به طور عمیق با یک مساله درگیر می شود و سعی می نماید تا آن مساله را در ذهن تجسم نماید و با فرموله سازی تفکر به تحلیل آن موضوع یا مشکل بپردازد . در این نوع تفکر علاوه بر آنکه از خلاقیت به نحو موثری استفاده می شود ، امّا واقع نگری نیز به شدت مورد توجه است .

یک متفکر خلاق می داند که واقعیت ها آنگونه که باید شناخته نشده اند ، بنابراین سعی می نماید تا زوایای پنهان و مغفول مانده واقعیتها را بشناسد . متفکر خلاق سعی می کند با ترکیب واقعیتهای قطعی ، به شناسایی واقعیت های جدید بپردازد . بینش جدید ایجاد شده در تفکر خلاق که بر پایه قوه تصور و تخیل است باعث ایجاد سرنخ های جدید برای حل مسائل پیچیده خواهد شد .

انواع شیوه های تفکر

انواع شیوه های تفکر

۲-تفکر عِلّی

در این نوع از تفکر سعی می شود تا به مدیریت کنترل شده رخدادها پرداخته شود و تا حد امکان جلوی رخدادهای احتمالی گرفته شود . در این تفکر سعی بر آن است که یک پیوستگی در بوقوع پیوستن رخدادها رعایت شود به گونه ای که وضعیت مطلوبی حادث گردد . این تفکر برپایه برنامه ریزی و اجرای موثر تصمیمات شکل می گیرد .

۳- تفکر استقرایی

در این شیوه تفکر ، فرد استدلال های منطقی خود را براساس ابزارها و اجزاء مختلفی که در اختیار دارد بیان می کند تا به یک نتیجه یا اصل قطعی برسد . در این مدل تفکری ، افراد از جزء به کل حرکت می کنند . بنابراین تفکر در ابتدای کار ساده می باشد و با پیشرفت کار ، تفکر شکل پیچیده تری به خود می گیرد . در این شیوه ، اجزاء مختلف با یکدیگر ترکیب می شوند تا به یک نتیجه مطلوب منجر شوند .

۴- تفکر قیاسی

این شیوه ، درست عکس تفکر استقرایی است . در این نوع تفکر از نتیجه گیری های کلی به فکری بکر و خاص می رسد .در این مدل تفکر ، ذهن از کل به جزء حرکت می کند .هم چنین در این مدل ، یک کل به تمامی اجزاء تشکیل دهنده اش تقسیم یا تجزیه می شود . تفکر قیاسی ، دانشی صریح و کاربردی را ارائه می دهد نه دانشی کلی .

۵- تفکر قضاوتی

در این شیوه فرد متفکر به واقعیات موجود درباره هر وضعیت توجه دارد . متفکر در این شیوه ابعاد مساله را برای خود معین می کن و واقعیات را به طور منطقی آنالیز و ارزیابی می کند . متفکر سعی می کند یک رابطه معنی دار میان مساله و واقعیات برقرار کند و بهترین راهکارها را برای حل آن مساله بیابد . متفکر در این شیوه بین تصمیماتی (راهکارها) که پیدا کرده است براساس تجارب گذشته قضاوت خواهد کرد .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت کارآفرینی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خلاقیت و نوآوری

بحث خلاقیت و نوآوری در سالیان اخیر از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است . تقریبا تمامی ابزارهای مختلفی که امروزه در اختیار ما هستند ، حاصل نوآوری ، ابتکار و خلاقیت انسان های نوآور ، مبتکر و خلاق می باشند . خلاقیت و نوآوری در علم مدیریت و کارآفرینی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشند و از طرفی دیگر برندهای تجاری هم به اهمیت داشتن خلاقیت و ارائه نوآوری در محصولات خود پی برده اند .

یک انسان خلاق سعی می کند از دانش و علمی که در اختیار دارد ، برای بهبود روند کار و زندگی خود و دیگران بهره ببرد . خلاقیت و نوآوری باعث می شود ذهن انسان ها رشد بیشتری بنماید و توانایی حل مسائل و چالش های جدید را با راهکارهای بهینه و جذاب پیدا کند.

ایجاد یک نوآوری همواره نیاز به خلاقیت ذاتی دارد . معمولا انسان های خلاق ، انسان های نوآور هم هستند و بالعکس . خلاقیت را می توان به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تعریف کرد .

اهمیت خلاقیت

تداوم حیات سازمان ها به توانایی بازسازی آنها بستگی دارد . یک سازمان در صورتی که نتواند خود را بازسازی و احیاء نماید محکوم به شکست و فنا می باشد . سازمان های خلاق به راحتی نیازهای مشتری را درک کرده و شرایط خود را با آن منطبق می کنند .

خلاقیت در یک سازمان باعث می شود تا سازمان همواره برای یک موضوع (چالش) راهکارهای متنوعی را در اختیار داشته باشد . خلاقیت به سازمان ها کمک می کند تا ساختارهای سازمانی منعطف تری را داشته باشند و به راحتی تحمل پذیرش تغییرات را داشته باشند .

خلاقیت و نوآوری با یافتن های فکرهای جدید و ارتباط فکرها با فعالیت های کاری مرتبط است . باید توجه داشت که خلاقیت و نوآوری به تنهایی نمی تواند مشکلات یک سازمان را حل نماید . بلکه بایستی خلاقیت و نوآوری به صورت علمی و کاربردی در یک سازمان به اجرا در بیایند . برای این منظور به کمک برنامه ریزی می توان موفقیت ایده های خلاقانه را تضمین کرد .

چه کسی خلاق و نوآور است ؟

خلاقیت و نوآوری

خلاقیت و نوآوری

در پاسخ به این سئوال باید عنوان کرد که هر انسانی از استعداد خلاقیت به صورت ذاتی برخوردار است . بنابراین نمی توان خلاقیت را تنها محدود به عده خاصی دانست .

امّا این واقعیت که چرا برخی از افراد خلاقیت خود را بروز می دهند و از آن بهره می برند ، موضوعی است که باید در عوامل محیطی و شخصیتی آن را جستجو کرد .

اگر یک سازمان یا تیم امکان آزاد سازی ذهن نیروهای خود را از الگوهای زنجیره ای داشته باشد ، خواهد توانستد خلاقیت و نوآوری را در کارکنان و اعضای خود گسترش دهد . در ادامه به طور مفصل تری به موانع خلاقیت می پردازیم .

موانع خلاقیت و نوآوری

  1. عدم اعتماد به نفس
  2. ترس از انتفاد و شکست
  3. تمایل به همرنگی و همگونی با جامعه
  4. عدم تمرکز ذهنی
  5. و ..

باید توجه داشت که انسان ها به شدت عادت زده هستند و در مقابل تغییرات با حداکثر توان خود مقاومت می کنند . آنها دوست دارند که از روش های ثابت که قبلا آنها را تجربه کرده اند بهره ببرند . خلاقیت را می توان با مشاوره و هدایت تقویت کرد . تعاملات گروهی ، فکرها را به فعالیت بیشتر وا می دارد ، چرا که از هر ذهنی یک ایده و راهکار خارج می شود و این راهکارها افراد را به سوی خلاقیت بیشتر می کشاند .

معمولا افراد خلاق از شرایط روزمره خود ناراضی هستند و به دنبال بهبود مشکلات و یافتن راه حل آنها می باشند . در ادامه به معرفی برخی از ویژگی های افراد خلاق و نوآور می پردازیم :

  1. افراد خلاق مسائل و وضعیت هایی را می بینند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته اند و راهکارهای بکری را درباره آن وضعیت ارائه می دهند .
  2. ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهند و آنها را بر مبنای مزیتشان مورد بررسی قرار می دهند .
  3. معمولا چندین جایگزین مشخص را برای هر موضوعی دارند ، به عبارت دیگر فکر فعالی دارند و ایده پرور هستند .
  4. نسبت به پیش فرض های قبلی تردید می کنند و محدود به رسوم و عادات نمی شوند . به عبارتی دیگر دارای استقلال فکری هستند .
  5. به طور فی البداهه از نیروهای احساسی ، ذهنی و بینشی خود کمک می گیرند .
  6. در فکر و عمل از انعطاف بالایی برخوردار هستند .

نویسنده : مسعود معاونی

منتشرشده در اصول مدیریت, مدیریت کارآفرینی | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طبقه بندی مدیران یا همان سطوح مدیریتی

مدیران را می توان به شیوه های مختلفی طبقه بندی کرد . این شیوه های مختلف براساس حوزه های کاری مختلف در مشاغل مدیریتی بوجود می آیند . به طور کلی در هر سازمانی می توان سه سطح مدیریتی زیر را تعریف کرد :

هرم مدیریتی

شکل ۱ : هرم مدیریتی

  • مدیریت عالی
  • مدیریت میانی
  • مدیریت عملیاتی

این سطوح مدیریتی را می توان در هرم مدیریتی (شکل۱) نمایش داد . در ادامه به بررسی سطوح مدیریتی (از پایین هرم به سمت راس هرم) می پردازیم .

مدیریت عملیاتی (سرپرستی)

معمولا سرپرستان یا همان مدیران عملیاتی بسیار پرکار هستند و سرشان خیلی شلوغ است . این گروه از مدیران معمولا درگیر فعالیت های نظارتی می باشند . آنها به صورت مستمر به تعریف و بازتعریف فعالیت هایی برای پرسل زیردست خود می پردازند . این مدیران باید برنامه های عملیاتی را به طور دقیق اجرا نمایند تا سازمان بتواند به اهداف عالی خود برسد .

این مدیران معمولا دچار کمبود زمان می شوند و وقت کمی برای گزارش نویسی ، مطالعه ، تحلیل و بازبینی برنامه های اجرایی دارند . مدیران عملیاتیی معمولا بیشترین وقت خود را با زیر دستان خود سپری می کنند .

به طورکلی می توان گفت که مدیران رده عملیاتی زندگی کاری فعالی را دارند و بیشترین زمان خود را صرف حل چالش ها و مشکلات فراروی سازمان شان می کنند .

(مطلب مفید : مدیریت استراتژیک در امنیت فناوری اطلاعات )

مدیریت میانی

سطح بعدی از سطوح مدیریتی ، مدیریت میانی می باشد . مدیران میانی به مدیران عالی گزارش می دهند . همان طور که در شکل ۱ مشاهده می شود ، مدیران میانی فعالیت های عملی کمتری دارند ولی ناچار هستند ، فعالیت فکری بیشتری را انجام دهند . آنها وظیفه دارند که بر کار سرپرستان نظارت و مدیریت نمایند . مدیران میانی در حقیقت واسطه ای بین مدیران عالی و مدیران عملیاتی می باشند .

مدیران میانی بیشترین زمان خود را صرف آنالیز داده و آماده سازی اطلاعات برای بهبود در فرآیندهای تصمیم گیری مدیران عالی می نمایند . آنها زمان زیادی را صرف جلسات می کنند . یک مدیر میانی باید شنونده خوبی باشد تا بتواند بهترین گزارشات را به مدیران عالی ارائه نماید .

مدیران میانی وظیفه برنامه ریزی های میان مدت را برعهده دارند . این در حالی است که مدیریت عالی برنامه های جامع تر و بلند مدت تر را آماده می نماید . مدیر میانی شیوه انجام کار توسط سرپرستان و واحدهای زیردست آنها را به دقت مورد ارزیابی قرار می دهد و سعی می کند کوچکترین تغییرات در نرخ های بازدهی را مورد رصد قرار دهد و گزارشات جامعی را به مدیران عالی ارائه دهد .

(مطلب مفید  : مدیریت دانش چیست ؟)

مدیریت عالی

معمولا مدیری که در سطح عملیاتی و میانی موفق بوده است ، شانس بیشتری برای موفقیت در مدیریت عالی یک سازمان را خواهد داشت . بخش گسترده ای از کار مدیران عالی مشابه مدیران میانی می باشد . با این تفاوت که مدیران عالی معمولا به برنامه ریزی های جامع تر و بلندمدت تر می پردازند و حوزه فعالیت گسترده تر و متنوع تری را دارند .

مدیران عالی عملکرد کلی واحدهای تابعه را زیرنظر قرار می دهند و سعی می کنند با مدیران سطوح پایین تر تعامل مناسبی را برقرار کنند . این تعاملات و ارتباطات قوی می تواند به آنها در شناسایی مشکلات و راه حل ها کمک قابل توجهی بنماید . از دیگر سو ، مدیران عالی وظیفه برقراری ارتباط با مدیران خارج از سازمان (نظیر شرکت های همکار ، رقبا ، مشتریان ، شرکای کلیدی و .. ) را هم برعهده دارند . آنها باید توانایی های بالایی در شناخت موقعیت ها و چالش ها داشته باشند و در عمل مدیریت ریسک را در تمامی فعالیت های خود پیاده سازی نمایند .

(مطلب مفید  : مدیریت اطلاعات چیست (مفاهیم،کاربردهاو آموزش))

مدیریت موفق و موثر

جدا از سطوح مدیریتی که در بالا تعریف شد ، هر مدیری باید سعی کند تا اهداف سازمانی خود را برآورده نماید . یک مدیر موفق و موثر  (Successful & effective management) باید بتواند انگیزه لازم را به کارکنان خود بدهد تا آن ها با بیشترین توان (۸۰ تا ۹۰ درصد توان کاری) خود به انجام وظایفشان بپردازند .

در تعریف بیاید عنوان کنیم که مدیر موفق مدیری است که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از ابزارهای مدیریتی فراهم نماید . اما مدیری ، مدیر موثر نامیده می شود که بتواند ۸۰ تا ۹۰ درصد از توانایی های نیروهای زیردست خود را به کار گیرد .

برای این که بتوان یک مدیر موفق و موثر بود به توانایی های ذاتی و اکتسابی بسیاری نیاز است . از جمله این توانایی ها می توان به مباحث فنی ، انسانی ، ادراکی ، طراحی و حل مساله اشاره کرد .

یک مدیر موفق و موثر باید نگرش و انگیزه های معینی را داشته باشد و همزمان از توانایی های مدیریتی نیز برخوردار باشد . مدیران موثر دارای اعتماد به نفس مناسبی هستند و در کار خود مصمم و جدی می باشند . آنها به زیردستان و بالادستان خود پاسخگو خواهند بود و سعی می کنند علیرغم صادق بودن ، خوش بین و منظم باشند .

گردآورنده : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

منتشرشده در اصول مدیریت | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید: