معرفی تئوری های تصمیم گیری

تصمیم گیری شامل کلیه فرآیندهای تفکر و عمل است که منجر به انتخاب می شود . تئوری های تصمیم گیری متعددی در مورد چگونگی فرآیند تصمیم گیری ارائه شده است . یک تصمیم به وسیله یک تصمیم گیرنده در محیط تصمیم گیری گرفته می شود . این محیط به شدّت تحت تاثیر عقاید و ارزش های تصمیم گیرنده براساس اهداف قرار می گیرد .

آشنایی با تئوری های تصمیم گیری
تئوری های تصمیم گیری

بنابراین ضرورت دارد تا با تئوری های تصمیم گیری به خوبی آشنا شویم . در ادامه به بررسی سه تئوری مطرح در تصمیم گیری می پردازیم :

۱- تئوری تصمیم گیری تحلیلی – عقلایی (Rational Analytical Decision maker) :

در این تئوری تصمیم گیری ، تصمیم گیرنده به صورتی کاملا هوشیارانه والبتّه آگاهانه تصمیم می گیرد . در این تئوری ، تصمیم عبارتست از انتخابی که در کمال آگاهی از میان راهکارهای موجود برگزیده می شود تا منافع سازمان به حداکثر برسد .

بنابراین تصمیم گیرنده بایستی تمام راهکارهای موجود را آنالیز کند و نتایج احتمالی انتخاب های پیشرو را تحلیل کند و براساس یک معیار ثابت و بی طرفانه ، راهکاری با حداکثر بازدهی را ارائه کند . نظریه تحلیل – عقلایی قدیمی ترین تئوری تصمیم گیری است که یک روش عقلایی ، آگاهانه ، منظم و تحلیل گرا محسوب می شود .

بر این نظریه انتقاداتی وارد است که عبارتند از :

  1. تصمیم گیرنده همیشه یک عامل منفرد و واحد نیست بلکه معمولا تصمیم گیری در یک مجموعه صورت می پذیرد . چیزی که این تئوری برای آن ارزشی قائل نشده است .
  2. یک تصمیم گیرنده توان بررسی تمامی راهکارها و نتایج آن را ندارد . از طرفی تهیه اطلاعات نیز فرآیندی زمانبر و پرهزینه می باشد .
  3. در این تئوری حداکثر توجه تصمیم گیرنده ، تحقق اهداف می باشد . در حالی که اهداف در طول فرآیند زمان تغییر می کنند و این یک موضوع غیرعقلایی می باشد .

۲- تئوری تصمیم گیری بینشی – احساسی (Intuitive Emotional Decision maker) :

در مقابل تئوری عقلایی ، تئوری تصمیم گیری احساسی قرار دارد . در این تئوری عنوان می گردد که تصمیم گیرنده به عواملی از قبیل تجربه یا عادت ، احساسات غریزی ، تفکر انعکاسی و غریزه با استفاده از فرآیندهای ذهنی ناخودآگاه ترجیح بیشتری می دهد . این فرآیندها را می توان ا استفاده از جلسات هم نشینی ، طوفان مغزی ، استفاده از افکار خلاق و مواجه خلاق ایجاد نمود .

تصمیم گیرنده احساسی ، تعدادی راهکار و گزینه را مورد بررسی قرار می دهد و با جهش همزمان از یک مرحله از آنالیز یا تحقیق به مرحله دیگر ، دوباره به مرحله اول برمی گردد (ایجاد یک چرخه برای دستیابی به بهترین نتایج) .

باید توجه داشت که سازندگان استراتژی ها در واقع همان تصمیم گیران می باشند . بنابراین استراتژی به عنوان طرحی در جریان تصمیم گیری ظاهر می شود .

مخالفان این نظریه معتقدند که :

  1. این تئوری تمامی ابزارهای موجود برای تصمیم سازان را مورد استفاده قرار نمی دهد (مثلا تکنیک های ریاضی و علمی مدیریت)
  2. تئوری تصمیم گیری الهامی – احساسی توجه ای به جلوگیری از بروز اشتباهات ندارد . به طور کلی این تئوری تصمیم گیری برای شرایط تحول و تغییر می تواند مناسب باشد .

۳- تئوری تصمیم گیری سیاسی – رفتاری (Political Behavioral Decision maker) :

در این تئوری تصمیم گیری ، تصمیم گیرنده باید نتایج یک تصمیم را بر روی افرادی که از آن تصمیم تحت تاثیر قرار می گیرند مورد بررسی قرار دهد . طرفداران این تئوری تصمیم گیری معتقدند که :

  1. تصمیم گیری یک فرآیند است نه یک عمل ساده ، پس باید به مجموعه ای از عوامل توجه کرد .
  2. مدیران معمولا سعی می کنند تصمیماتی مشابه فرآیندهای فعلی بگیرند ، در حالی که ممکن است شیوه های موثرتری وجود داشته باشد .
  3. تصمیم گیرنده تنها نتایج محدودی را در نظر می گیرد که اشتباه بزرگی است . همواره در تصمیمات باید دامنه گسترده تری را مدنظر داشت .
  4. تصمیمات معمولا براساس یک توافق نسبی میان اعضا یک سازمان گرفته می شوند . بنابراین امکان خطا د آنها وجود دارد .
  5. مدیران تنها به بعضی از نتایج تصمیمات واقف می باشند .

و در پایان…

تئوری های تصمیم گیری در کنار یکدیگر
استفاده از تمامی تئوری های فوق در تصمیم گیری

بایستی توجه داشت که فرآیند تصمیم گیری ، کاری فراتر از انتخاب یک یا چند تئوری می باشد . همانطور که در شکل بالا نمایش داده شده است ترکیبی از تمامی تئوری های فوق می تواند موجب تسهیل در تصمیم سازی شود . یک مدیر همواره سعی می کند با استفاده از خلاقیت بهترین تصمیمات را برای سازمان و کارکنان خود بگیرد .

نویسنده : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقش تصمیم گیری در حل چالش های مدیریتی

شرایط و موقعیت در تصمیم گیری

تصمیم گیری در فرآیندهای سازمانی
نقش تصمیم گیری در حل چالش های مدیریتی

معمولا زمانی ما نیاز به تصمیم گیری پیدا می کنیم که با چالش جدیدی مواجه شویم . برای حل این چالش های جدید معمولا راهکارهای متعددی وجود دارد . تصمیم گیری برای انجام کارهایی صورت می پذیرد که در آینده بوقوع خواهند پیوست . آنچه که باعث اهمیت یافتن تصمیم گیری می شود این است که در فرآیند تصمیم گیری ما با نوعی ابهام مواجه هستیم .

مطلب مشابه : حل مشکلات در فرآیند تصمیم گیری

برای تصمیم گیری یک درجه اطمینان معرفی می شود . درجه اطمینان می تواند دارای سه حالت اطمینان ، مخاطره و عدم اطمینان می باشد که در ادامه به بررسی هرکدام می پردازیم :

۱- اطمینان

وضعیت اطمینان زمانی بوقوع می پیوندد که یک مدیر بتواند تمام راهکارهای در دسترس را معیّن کند و قادر باشد نتیجه ی بدست آمده از هر کار را مشخص کند .

۲- مخاطره

بیشتر موقعیت های تصمیم گیری که یک مدیر با آنها روبرو می شود با یک ریسک (مخاطره) ذاتی مواجه اند . چرا که هیچگاه اطلاعات کاملی در مورد راهکارهای مورد نظر در دسترس نمی باشد . ولی یک مدیر باید بتواند تخمین درستی از احتمال موفقیت در هرکدام از راهکارها را بدست آورد . مدیری در کار خود موفق خواهد بود که همیشه راهکارهای عملی تر و بهتری را برگزیند .

۳- عدم اطمینان

برخی از تصمیماتی که مدیران می گیرند ، به طور مشخص دارای شرایط عدم اطمینان هستند . در چنین موقعیت هایی امکان دارد تصمیم گیرنده از همه حالات ممکن آگاه نباشد و نتواند احتمال موفقیت را برای این کار تخمین بزند .

مراحل تصمیم گیری درست :

  1. تعیین و تشخیص مسئله : اولین گام در تصمیم گیری ، این است که وجود یک مشکل پذیرفته شود . تشخیص وجود مسائل برخی مواقع ساده است امّا در اکثر مواقع پیچیده می باشد . شناخت مساله در زمان مناسب ، یکی از موضوعاتی است که می تواند تاثیر زیادی در تصمیم گیری های آینده داشته باشد .
  2. تدوین مسئله : بعد از شناخت یک مشکل باید جزئیات آن موشکافی شود . دلیل بوقوع پیوستن یک مسئله می تواند به عوامل شناخته شده و ناشناخته بسیاری مربوط شود . هرچه عوامل ناشناخته را بهتر بشناسیم ، می توانیم تصمیمات سازنده تری را بگیریم .
  3. تهیه بیانیه کتبی مسئله : شاید تعریف شفاهی یک مشکل کار ساده ای باشد . امّا هنگامی که بخواهیم آن مشکل را مکتوب کنیم با زوایای جدیدی از آن مشکل مواجه می شویم . وقتی مشکل را برروی کاغذ می آوریم باعث ایجاد مستند سازی دقیقی از شروع فرآیند تصمیم سازی می شویم . این مستندسازی در مراحل بعدی فرآیند تصمیم گیری می تواند مورد استفاده و ارجاع قرار گیرد . در مستند سازی دقت به موارد زیر ضروری است :
    1. مشکل را کاملا واضح و شفاف بیان کنید و از کلی گویی بپرهیزید .
    2. علائم مشاهده شده از یک مشکل و پیشنهادات اولیه را به دقت ثبت نمایید .
    3. مشکل را با عبارات شفاف و مشخص مطرح کنید . به گونه ای که با گذر زمان نتوان مفهوم آن عبارات را تغییر داد .
    4. تمام اعضای یک تیم در تهیه مستندات مشارکت داشته باشند.
    5. از علائم ، نمودارها و چارت های سازمانی برای تعریف بهتر یک مشکل استفاده کنید . البتّه بایستی از قبل برای این موضوع یک استاندارد تعریف کنید .
  4. تعیین راهکارهای حل مشکل : مشخص کردن راهکارهای ممکن برای حل یک مشکل از کارهای ضروری تصمیم سازان می باشد . در راه حل یابی نباید عجله کرد بلکه بایستی تمامی راه حل های موجود را در نظر گرفت . ابتکار و خلاقیت در فرآیندهای تصمیم سازی می تواند ایده های جدید و منحصربفردی را بوجود آورد که زمینه ساز فرصت های جدیدی برای یک سازمان خواهند بود .
  5. ارزیابی راهکارها و انتخاب بهترین راهکار : ممکن است برای یک چالش چندین راهکار وجود داشته باشد . در تصمیم گیری ، بسیار مهم است که راهکارهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرند و مناسب ترین شیوه انتخاب شود . توجه به منابع موجود و توانایی های اعضای یک سازمان در انتخاب راهکار نهایی بسیار مهم است . ممکن است بسیاری از راهکارها به ظاهر مناسب باشند امّا در عمل پیاده سازی آنها غیرممکن باشد .
  6. اجرای تصمیم : بعد از انتخاب بهترین راهکار ، بایستی ساختارهای سازمانی برای اجرای یک تصمیم تعیین شوند . در این مرحله بایستی وظایف هرکسی به درستی تعیین شود تا تداخل در اجرای مسئولیت ها پیش نیاید .
  7. کنترل و نظارت بر اجرای تصمیم : کنترل اجرای تصمیمات مستلزم جمع آوری اطلاعات ، جهت بررسی چگونگی عملکرد تصمیم می باشد . بازخورد (feedback) گرفتن از واحدهای مختلفی که با آن تصمیم مرتبط بوده اند از اهمیت زیادی برخوردار است . برای نظارت و کنترل درست بایستی مجموعه ای از معیارها (شاخص ها) و استانداردهای معینی را از قبل مشخص نمود . همچنین ضرورت دارد تا مکانیزمی برای جمع آوری داده ها در نظر گرفته شود . سپس با آنالیز (تجزیه و تحلیل) داده ها بر نحوه اجرای درست یک تصمیم می توان نظارت نمود .

نویسنده : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یک مدیر چه وظایفی دارد ؟ (آشنایی با وظایف مدیر)

مدیریت فعالیتی است که ارتباط مستقیم با مسئولیت های افراد دارد . وظایف مدیر ترکیبی از برنامه ریزی ، سازمان دهی ، هدایت و رهبری ، هماهنگی ، نظارت و کنترل می باشد .هر مدیری بدون توجه به طبقه مدیریتی خود باید وظایف زیر را انجام دهد .

وظایف مدیر
وظایف مدیر

در ادامه به بررسی وظایف مدیر می پردازیم :

وظایف مدیر :

۱- برنامه ریزی :

یک مدیر با پیش بینی و ارزیابی آینده (برنامه ریزی) ، امکانات لازم را برای واکنش های مناسب در برابر رخدادها به منظور دستیابی به اهداف فراهم می سازد . یک مدیر ابتدا یک طرح از اقداماتی که باید صورت پذیرد را تهیه می کند . سپس ابزارها و مسیر اجرای آن طرح را پیاده سازی می کند .

۲- سازمان دهی :

یکی از وظایف مدیر ، سازمان دادن به فعالیت های موجود در یک سازمان می باشد . مدیر با استفاده از ارتباطات انسانی و شبکه سازی بین نیروهای کاری ، هماهنگی و سازمان دهی لازم را در بین نیروهای خود ایجاد می کند .

۳- رهبری و هدایت :

رهبری ، فرماندهی ، هدایت و جهت دهی یکی از وظایف مدیر می باشد . جهت دهی درست به نیروهای یک سازمان می تواند موجب افزایش توان آن سازمان گردد . یک مدیر باید توانایی رهبری سازمان خود را داشته باشد .

۴- هماهنگی :

از وظایف مدیر این است که میان اعضا هماهنگی برقرار کند به طوری که آن ها به طور هدفمند وظایفشان را انجام دهند و برآیند فعالیت های یک سازمان موجب برآورده شدن اهداف آن سازمان شود .

۵- نظارت و کنترل :

از وظایف مدیر این است که نیروهای تحت مدیریت خود را کنترل کند و به درستی انجام شدن وظایف و مسئولیت ها توسط آنها نظارت کند .

مهارت مورد نیاز برای یک مدیر :

برای این که یک مدیر بتواند وظایف خود را به درستی انجام دهد باید دارای یک سری مهارت های خاص باشد . این مهارت ها را می توان به سه دسته مهم زیر تقسیم کرد :

  1. مهارت فنی : یک مدیر برای اجرای درست وظایفش باید با فنون ، ابزار و تجهیزات مدیریتی آشنا باشد . دانش مدیریت کردن یکی از ابزارهایی است که باعث می شود وظایف مدیر به درستی انجام شود .
  2. مهارت شناختی : یک مدیر باید دارای قدرت روانشناختی بالایی باشد تا بتواند احساسات و نیازهای نیروهای خود را به خوبی درک کند . یک مدیر با شناخت خوب از جوانب مختلف یک موضوع می تواند کلی نگری و آینده نگری قابل قبولی داشته باشد .
  3. مهارت انسانی : تشخیص توانایی نیروهای مختلف ، شناسایی عوامل انگیزشی و رهبری صحیح از مهارت هایی هستند که یک مدیر باید از آنها بهره ببرد .

هر سه مهارت فنی ، شناختی و انسانی بر روی اجرای مناسب وظایف یک مدیر تاثیر دارند .

منتشرشده در اصول مدیریت | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کار تیمی و رهبری تیم :

تیم چیست ؟

در این پست قصد داریم درباره کار تیمی صحبت کنیم . برای این منظور مجبوریم مفاهیم پایه ای را توضیح دهیم . یکی از این مفاهیم پایه ای مفهوم تیم و تیم بودن است . بایستی توجه داشت که انسان ها در بسیاری از امور روزمره به تنهایی قادر نیستند به موفقیت چندانی دست یابند . به طور کلی انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند و بسیاری از فعالیت های انسانی در قالب کارتیمی قابل تعریف هستند .

کار تیمی چیست ؟
کار تیمی چیست ؟

یک تیم را می توان به صورت یک گروه از انسان ها در نظر گرفت که برای انجام کاری با یکدیگر سازمان دهی شده اند و هرکدا از آنها دارای یک وظیفه مشخص می باشند .

دقیق ترین تعریف کار تیمی را از در اینجا مطالعه کنید .

قابل ذکر است که هرگونه کار گروهی را نمی توان یک کار تیمی دانست . در واقع زمانی ما گروهی را تیم می نامیم که دارای هدفی مشخص باشند و برای انجام یک وظیفه بصورت چابک و خلاقانه عمل نمایند . چنین گروهی (که ما آن را تیم می نامیم) از مواجه با مشکلات نمی هراسند ، بلکه از قبل راهکارهایی برای مقابله با مشکلات و خطرات احتمالی در نظر می گیرند .

مزایای کار تیمی :

  1. تیم ها باعث افزایش کارآیی می شوند .
  2. کار تیمی باعث حفظ روحیه افراد در مواجه با مشکلات می شود .
  3. اعضای یک تیم می توانند نقاط ضعف و قدرت یکدیگر را پوشش دهند .
  4. کار تیمی باعث افزایش میزان مسئولیت پذیری افراد در مقابل یکدیگر و انجام وظایف می شود .
  5. افزایش توانایی افراد در مواجه با ریسک های مختلف .
  6. سرعت بیشتر در انجام کارها .
  7. افزایش راندمان افراد در کار تیمی .
  8. افزایش ارتباطات و شبکه سازی .

هدف یابی در یک تیم :

اعضای تیم تا زمانی یک تیم محسوب می شوند که دارای یک هدف واقعی و قابل دسترسی باشند . اگر هدف تیم را بسیار بزرگ یا رویایی انتخاب کنیم ممکن است تیم دچار از هم گسیختگی شود . سعی کنید چشم اندازی مشخص را برای تیم مشخص کنید و آن را به تمامی اعضای تیم معرفی کنید .

با کار تیمی در مقابل بزرگترین رقبای خود بایستید .
تعریف کار تیمی به زبان ساده

در هدفیابی ، منابع معتبری را برای خود در نظر بگیرید . بودجه بندی و برنامه زمانبندی از موضوعات مهم در کار تیمی می باشند که بایستی در سند چشم انداز یک تیم مورد توجه قرار گیرند . در کار تیمی سعی کنید واقع گرا باشید و تمامی مشکلات موجود در تیم را با اعضا در میان بگذارید . با توجه به اهداف تیم ، هرکدام از اعضای تیم باید دارای یک نقش موثر و مرتبط باشند .

اهداف یک تیم بایستی به صورت مستمر مورد بازبینی و بروزرسانی قرار گیرند . سرعت تغییرات تکنولوژیکی در سالیان اخیر باعث گردیده است تا بروزرسانی برنامه ها ، یک نیاز همیشگی باشد .

سعی کنید همیشه اهدافی قابل اجرا را برای تیم تان انتخاب کنید امّا همیشه هدفهایی بزرگتر برای تیم تان در نظر بگیرید . این بزرگ شاید در حال حاضر قابل اجرا نباشند امّا باعث می شوند تیم انگیزه لازم برای فعالیت را داشته باشد و هیچ گاه با رخوت و سکون مواجه نشود .

و در پایان …

در کار تیمی همیشه باید پیشرفت و توسعه را مدنظر قرار داد . سعی کنید اعضای تیم را از روند اجرای برنامه ها مطلع کنید . بهتر است به صورت دوره ای به اعضای تیم آمار بدهید (عدد ، رقم ونمودار به تیم ارائه دهید ) . تا آنها بدانند که کارتیمی آنها چه نتیجه ای داشته است و هم اکنون در چه وضعیتی قرار دارند . در کار تیمی همواره یک استراتژی مشخص را دنبال کنید . این استراتژی به عنوان ابزاری برای رساندن تیم به اهداف عالی تیم می باشد .

نویسنده : مسعود معاونی

منتشرشده در اصول مدیریت | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مفهوم و کاربرد استراتژی

استراتژی چیست ؟

استراتژی به مجموعه ای از قواعد تصمیم گیری برای جهت دادن به رفتار سازمانی گفته می شود . برای شناخت کاربرد استراتژی بایستی ابتدا ویژگی های یک استراتژی موثر را درک کرد .

استراتژی چیست و کاربرد آن در مدیریت چیست ؟
استراتژی چیست و کاربرد آن در مدیریت چیست ؟

ویژگی های استراتژی :

یک استراتژی دارای چندین ویژگی خاص است :

  1. یک استراتژی هرگز به یک اقدام فوری نمی انجامد . به عبارتی دیگر ، استراتژی یک فرآیند دراز مدت است .
  2. استراتژی ها از طریق فرآیندهای تحقیقاتی بدست می آیند . استراتژی ها معمولا وظیفه هماهنگی در سطح کلان را برعهده دارند .
  3. در هنگام طراحی استراتژی ، تعیین تمام جزئیات امکان پذیر نمی باشد . بلکه گذشت زمان است که جزئیات یک استراتژی و طرح های عملیاتی را نمایان خواهد کرد .
  4. یک استراتژی با اهداف اساسی یک سازمان تفاوت های اساسی دارد . اهداف مقصد یک سازمان را نشان می دهند ولی استراتژی ها وسیله ای برای رسیدن به اهداف می باشند .
  5. باید توجه داشت که اهداف اساسی یک سازمان با استراتژی های همان سازمان قابلیت جایگزینی دارند .

کاربرد استراتژی :

یک استراتژی بایستی توانایی افزایش بهبود عملکرد را داشته باشد . این ویژگی به ظاهر ساده ، مهمترین کاربرد استراتژی در یک سازمان را نشان می دهد . اگر این کاربرد برای یک استراتژی وجود ناشته باشد ، آن استراتژی هیچ اهمیتی نخواهد داشت .

استراتژی یک مفهوم سیستمی است که به رشد یک سازمان پیچیده کمک می کند و به آن جهت می دهد . استراتژی زمانی دارای ارزش می شود که بتوان ، آن را بر روی برنامه های عملیاتی جاری و پیاده سازی کرد . یک استراتژی باید توانایی اجرای سیاست های کلی (خط مشی ها) یک سازمان را داشته باشد .

انواع استراتژی :

یک استراتژی را می توان از منظرهای مختلفی دسته بندی کرد .(همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید) . در اینجا ما استراتژی را از دیدگاه سازمان های کوچک و متوسط (استارت آپی ها) تقسیم بندی می کنیم . در واقع ما به بررسی استراتژی های وظیفه ای می پردازیم :

معرفی انواع استراتژس
معرفی انواع استراتژی
  1. استراتژی تمرکز گرایی : این نوع استراتژی بر روی فعالیت های فعلی یک سازمان متمرکز می شود .
  2. استراتژی توسعه بازار : همه سازمان ها تمایل دارند بازار خود را توسعه دهند . آنها سعی می کنند با توسعه کانال های توزیع بازارهای خود را گسترش دهند .
  3. استراتژی نوآوری : همه سازمان ها سعی دارند با نوآوری و خلاقیت کالاها یا خدمات جدیدی را عرضه کنند .
  4. استراتژی ائتلاف افقی : بسیاری از سازمان ها در یک استراتژی بلند مدت سعی می کنند یک یا چند شرکت دارای عملیات مشابه را با یکدیگر ادغام کنند .
  5. استراتژی ائتلاف عمودی : معمولا سازمان ها می توانند با شرکت هایی که مواد اولیه آنها را تامین می کنند ادغام شوند . این ادغام باعث کاهش هزینه ها و افزایش قدرت رقابت در بازار می شود .
  6. استراتژی سرمایه گذاری مشترک : معمولا برخی مواقع ضروری است که چندین شرکت با یکدیگر متحد شوند و بر روی یک موضوع مشترک سرمایه گذاری کنند .
  7. استراتژی تنوع بخشی : گاهی لازم است ، یک شرکت در فعالیت های متنوعی مشارکت کند . این تنوع باعث هم افزایی و افزایش نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف یک سازمان می شود .
  8. استراتژی کاهش مسیر : معمولا زمانی که یک شرکت با کاهش سودآوری مواجه می شود تصمیم به تغییر مسیر کاری خود می گیرد .
  9. استراتژی رها کردن : برخی مواقع رها کردن یا فروش بخشی یا کل شرکت ، استراتژی اصلی یک سازمان می باشد . در چنین مواقعی مدیران به این نتیجه می رسند که فروش شرکت می تواند برای آنها سود آورتر باشد .

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی – اسلامی

مدیر ، اداره و مدیریت کلماتی هستند که همواره در طول زندگی با آنها مواجه می شویم . یکی از موضوعات کلیدی که سالیان اخیر در جامعه ایرانی مورد توجه بسیاری قرار گرفته است ، مدیریت خانواده می باشد . در مدیریت خانواده بایستی به سبک زندگی ایرانی – اسلامی توجه ویژه ای شود .

با یک مدیریت خانواده درست می توان جامعه ای پویا و با نشاط داشت . اعضای چنین جامعه ای به سمت رشد و بلوغ فکری حرکت خواهند کرد . بایستی توجه داشت که مدیریت علم و هنر است . بدین معنا که در کنار فراگیری علوم مدیریتی بایستی خلاقیت و نبوغ ذاتی را هم پرورش داد .

مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی - اسلامی
مدیریت خانواده و سبک زندگی ایرانی – اسلامی

در یک مدیریت صحیح بایستی به دنبال شناخت مهارت ها و شایستگی های اعضای خانواده بود . در عین حال همیشه به دنبال رفع نقص و کاستی ها بود و سعی در بهبود و پوشش آنها داشت .

پروین اعتصامی چه زیبا در این باره می گوید :
همیشه دختر امروز ، مادر فرداست                 زمادر است مسیر بزرگی پسران
چه زن ، چه مرد کسی شد حکیم و کامروا          که داشت میوه ای از باغ علم و دین در دامان

هر چند خانواده کوچکترین واحد اجتماعی در هر جامعه محسوب می شود امّا اهمیت مدیریت در این واحد کوچک ، به اندازه ای مهم است که در هیچ نهاد اجتماعی دیگری نظیر آن را نمی توان یافت .

محبّت و عشق پایه گذار یک خانواده است . امّا باید توجه داشت که این عناصر هم برای اتحاد و دوام نیاز به یک مدیریت قوی دارند . با تولد فرزندان و گسترش نهاد خانواده اهمیت مدیریت خانواده بیش از پیش نمود پیدا می کند .

تعریف مدیریت (مدیریت خانواده) :

در این پست (مدیریت چیست ؟) به طور مفصل به تعریف مدیریت پرداخته ایم . امّا اینجا به فراخور بحث آن را مجدد تعریف می کنیم .

مدیریت را می توان علم و هنر برنامه ریزی ، سازمان دهی ، نظارت ، کنترل ، هماهنگی و رهبری در فعالیت های دسته جمعی عدهّ ای دانست که دارای هدف مشترکی هستند .

تعریف مدیریت خانواده را می توان نظیر تعریف فوق ذکر کرد با این تفاوت که هدف چنین مدیریتی ارتقاء و پیشرفت اعضا یک خانواده می باشد . تفاوتی هم نمی کند که شاهد مدیریتی پدرسالارانه باشیم یا شاهد مدیریت مادرسالارانه یا مدیریت فرزند محورانه باشیم .

باید توجه داشت که تمامی اعضای یک خانواده نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند . مشارکت در امور خانواده چنان لذتّی را به همراه دارد که هیچ گونه فعالیت اجتماعی دیگر نمی تواند نظیر آن را برای افراد فراهم کند .

مدیریت خانواده در سبک زندگی – اسلامی :

در سبک زندگی ایرانی اسلامی ، خانواده را نخستین پایگاه آموزشی هر انسانی می دانند . خانواده با نقش سازنده خود می تواند برروی آینده فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی یک جامعه تاثیر داشته باشد .

مهمترین وظیفه مدیریت در یک خانواده اجرای یک سبک زندگی می باشد که با فرهنگ جامعه ایرانی سازگار باشد و عقاید دینی و اسلامی در آن رعایت شود . سبک زندگی به معنای شیوه رفتارها ، کنش و واکنش ها در یک خانواده می باشد که براساس یک سری بایدها و نبایدها شکل می گیرد .

دین و عقاید مذهبی تاثیر زیادی بر سبک زندگی انسان ها دارند . اعتقاد به یکسری اصول باعث بازتعریف بایدها و نبایدهای بسیاری می شود . این بایدها و نبایدهای مذهبی خانواده را در مسیر مناسبی قرار می دهند .

آیا رشته دانشگاهی مدیریت خانواده دارای ارزش استخدامی است ؟

سبک زندگی اسلامی باعث می شود که نهاد خانواده رسالت خود را بهتر بشناسد . هر عضوی از خانواده با حقوق خود آشنا شود و قواعد زندگی اجتماعی را بداند . همین موضوع باعث می شود تا اختلافات درون خانواده به حداقل برسد و مدیریت خانواده به بهترین شکل پیاده سازی شود .

(پ .ن : در مواردی که شاهد اختلافات در خانواده هایی هستیم که مدعی هستند با سبک اسلامی زندگی می کنند ، بایستی ایراد را در تعریف نادرست آن ها از سبک زندگی اسلامی بجوییم که خود این مسئله باعث مدیریت نادرست خانواده می گردد ) .

سبک زندگی اسلامی به همه در محدوده قانونی آزادی داده است . امّا هیچ گاه اجازه نداده است که این آزادی ها باعث نقض قدرت مدیریت خانواده گردند .

و در پایان …

مدیریت ، هنر درست اداره کردن امور است که می تواند در اختیار مرد ، زن یا هر دو قرار گیرد . مدیریت با استفاده از سبک زندگی ایرانی ، اسلامی که در واقع شالوده و قانون اساسی مدیریت خانواده می باشد سعی در ارتقاء یک خانواده دارد . به یقین می دانیم که رشد و نمو خانواده ها باعث توسعه یافتگی یک جامعه خواهد شد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : جمع آوری از منابع مختلف و بازنویسی

منتشرشده در مدیریت خانه داری | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

حل مشکلات در فرآیند تصمیم گیری

معمولا مدیران ارشد سازمانی بر حسب شرایط و مسائل پیش روی هر سازمانی نیاز دارند تا تصمیم گیری کنند . بسیاری مدیریت و تصمیم گیری را معادل یکدیگر می دانند که هدف آن حل مشکلات فراروی یک سازمان است . باید توجه داشت که شناسایی مشکلات ، تصمیم گیری ، انتخاب راه حل و شیوه حل مشکلات با یکدیگر تفاوت های اساسی دارند . چگونگی حل مشکلات یک سازمان به مکاتب مدیریتی ، مدیران آن سازمان هم بستگی دارد .

تصمیم گیری و حل مشکلات
تصمیم گیری و حل مشکلات

شناسایی مشکلات :

برای حل مشکلات یک سازمان باید شناخت و تعریف دقیقی از یک مشکل را داشت . شناسایی درست یک مشکل می تواند کمک زیادی در تعیین اهداف و اولویت بندی آنها بنماید . معمولا مدیران با تجربه برای حل مشکلات ک سازمان سعی می کنند از تجربیات مشابه در گذشته استفاده کنند . مثلا هنگامی که هزینه ها در یک بخش به طور ناگهانی افزایش می یابد از برنامه های کاهش هزینه ها که قبلا اجرای آنها موفقیت آمیز بوده است استفاده می کنند .

معمولا کارکنان برای حل مشکلات موجود ، انگیزه بسیاری دارند .کارکنان بعد از این که از وجود یک مسئله آگاهی یافتنند سعی می کنند تا آن را به مدیران خود اطلاع دهند . زیرا که آنها تصور می کنند مدیران ، امین ترین افرادی هستند که می توانند مشکلات را مدیریت کنند .

تعریف تصمیم گیری :

تصمیم گیری فرآیندی می باشد که از طیق آن راه حل هایی برای حل مشکلات انتخاب می گردند .

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

انواع مشکل و تصمیم سازی :

مدیران در شرایط مختلف ، تصمیمات گوناگونی می گیرند . برای یک تصمیم گیری درست باید اطلاعات درستی از یک مشکل داشت . هدف نهایی تصمیم گیری حل مشکلات یک سازمان به بهترین شکل ممکن می باشد .

اگر در فر آیند تصمیم گیری بتوان براساس یک رویه مشخص عمل کرد می توان امیدوار بود که نتیجه قابل قبولی بدست خواهد آمد . اما معمولا ما مجبور هستیم ، تصمیماتمان را در شرایط برنامه ریزی نشده ای بگیریم . زیرا که مشکلات معمولا به صورت ناگهانی بوجود می آیند .

برای حل مشکلات باید به دلایل بروز آنها توجه داشته باشیم . بسیاری از مشکلات براساس یک سری روابط علت و معلولی بوجود می آیند که با کمی دقت می توانیم جلوی بروز آنها را بگیریم .

مهمترین دلایل بروز مشکلات :

  1. وجود تفاوت های فرهنگی در محیط های کاری
  2. عدم آشنایی کامل با ابعاد مختلف یک مشکل (حل ناقص مشکل و مواجه شدن با مشکلات بعدی)
  3. نداشتن اعتماد به نفس در بین کارکنان و مدیران
  4. وجود فشار عصبی و اضطراب
  5. بی نظمی در اجرای فرآیندها
  6. نداشتن دور اندیشی در تصمیم گیری ها و انتخاب ها
  7. اتکاء به فرضیات غلط
  8. نداشتن تحقیقات کافی
  9. احساساتی بودن و باورهای تعصبّی
  10. تردید کردن بین گزینه های مختلف
  11. عدم مشورت با کارشناسان و متخصصان در حوزه های مختلف
  12. عدم آشنایی با توانایی های خودمان و دیگران
  13. عدم تعهد به اجرای یک تصمیم که خود مشکلات بعدی را به همراه خواهد داشت .
  14. انتخاب چند گزینه متضاد با یکدیگر و اصرار به اجرای همه آنها
  15. فکر کنید ، اما زیاد زمان و و فرصت های فرارویمان را با فکر کردن هدر ندهیم (زیاد فکر نکنیم !!!).

در چند پست آینده به طور مفصل درباره تصمیم گیری موثر صحبت خواهیم کرد . یک تصمیم گیری درست می تواند در حل مشکلات یک سازمان کارگشا باشد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

منتشرشده در مدیریت بحران, مدیریت منابع انسانی | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه شرایط بروز خلاقیت را درافراد مختلف ایجاد کنیم ؟

شرایط بروز خلاقیت :

به طور کلی برخی افراد به طور ذاتی خلاق و مبتکر هستند . این گونه افراد دارای خلاقیت بیشتری از دیگران می باشند . امّا تجربه نشان داده است که برخی از محیط ها هم می توانند در بروز خلاقیت افراد موثر باشند .

سازمان ها می توانند مشوق یا بازدارنده خلاقیت در افراد مختلف باشند . تمامی زوایای این موضوع که چه اتفاقی می افتد که افراد خلاقیت خود را بروز می دهند ، هنوز بر متخصصان پوشیده است . امّا می توان مواردی را به عنوان محرک های اصلی در بروز خلاقیت معرفی کرد . در ادامه به معرفی برخی از این موارد می پردازیم :

۱- فضای خلاق :

کمتر کسی است که به اهمیت محیط در بروز نوآوری و خلاقیت واقف نباشد . هر روزه شاهد ایده های جذابی از سازمان های خلاق هستیم . معمولا در چنین سازمان هایی مدیران ارشد ، همیشه آمادگی شنیدن ایده های جدید و حتی عجیب و غریب را دارند . آن ها حتی به نظرات افرادی که پایین ترین سمت سازمانی را دارند ، احترام می گذارند .

باید دقت شود که هر فکر خلاقانه ای ، ممکن است قابلیت پیاده سازی نداشته باشد . اما می تواند مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و دلایل غیرقابل اجرا بودن آن به صاحب فکر ارائه گردد .

۲- فرصت دهی برای بروز خلاقیت :

بروز خلاقیت معمولا نیاز به زمان دارد . باید بعد از طرح یک مساله به افراد یک سازمان فرصت کافی داد تا خلاقیت خود را درباره آن موضوع به عرصه ظهور درآورند .

یک تفکر خلاق بایستی به دقت یک مساله را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد . تمرکز بر روی مسائل پیچیده نیاز به زمان کافی دارد . برای نیل به این هدف می توان یک اتاق مخصوص برای بروز خلاقیت کارکنان در نظر گرفت . این اتاق باید آرام بوده و کمترین مزاحمت های محیطی را داشته باشد .

۳- سیستم پیشنهادات :

در سازمان های بزرگ می توان از طریق اتوماسیون اداری ، یک سیستم ارائه پیشنهادات را طراحی کرد . بهتر آن است که یک فرد خلاق را مسئول بررسی این پیشنهادات و دسته بندی آن ها کنیم . سپس پیشنهادات در کارگروه های مخصوصی مورد ارزیابی قرار گیرند .

می توان به پیشنهادات برتر می توان جوایزی اختصاص داد . البتّه تنها پاداش نمی تواند رضایت کارمندان را جلب کند بلکه باید به آنها اطمینان خاطر داد که پیشنهاداتشان بسیار تاثیر گذار بوده است و توانسته اند مشکلات سازمان را برطرف نمایند .

۴- ایجاد واحد مخصوص خلاقیت :

اگر در یک سازمان بزرگ قرار دارید و یا یک گروه کوچک ولی چابک را در اختیار دارید می توانید یک بخش مخصوص برای بروز خلاقیت ایجاد کنید . معمولا سازمان های بزرگ این بخش را واحد تحقیق و توسعه (R&D) می نامند .

واحدهای R&D تمام وقت خود را صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات بهتر یا محصولی کاملتر می نمایند . در واقع اینگونه واحدها سعی می کنند به عنوان یک گروه دانش بنیان ، اندیشه خام را تبدیل به ایده های خلاقانه و پولساز بنمایند .

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

خلاصه نویسی و ارائه : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت استراتژیک | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه تفکر خلاق داشته باشیم ؟

در این پست قصد داریم درباره شیوه هایی صحبت کنیم که باعث می شوند ما به یک تفکر خلاق دست پیدا کنیم . تفکر خلاق (Creative Thinking) نوعی مهارت فکر کردن می باشد که شخص با پرورش آن قدرت یافتن راه حل های مبتکرانه را برای حل مسائل مختلف در زندگی و کارش پیدا می کند .

تفکر خلاق
تفکر خلاق

قبلا در یک پست ، به طور مفصل به معرفی انواع شیوه های تفکر پرداختیم . تفکر خلاق یا همان خلاقیت در فکر کردن را می توان در هرکسی بهبود بخشید و حتی پرورش داد . در ادامه به معرفی چندین شیوه می پردازیم که می توانند باعث بهبود تفکر خلاق در ما شود :

۱- یادداشت برداری :

شما باید همیشه همراه خود یک دفترچه یادداشت داشته باشید . استفاده از دفترچه یادداشت باعث می شود تا شما خرده ایده هایی که به ذهنتان خطور می کند را ثبت کنید و از فراموش شدن آنها جلوگیری کنید .

اکثر دانش پژوهان که دارای تفکر خلاقی هستند همواره برگه های یادداشت ۲*۸ سانتی متری (فیش) را به همراه خود دارند . زود گذرترین چیز در جهان یک فکر است که از ظهور تا فروغ آن تنها چند لحظه طول می کشد . پس هرگز به حافظه خود اعتماد نکنید .

ثبت ایده ها در ابزارهای الکترونیکی نظیر موبایل های هوشمند و تبلت ها هم نمی تواند شما را از ثبت کاغذی بی نیاز کند . چرا که تجربه نشان داده که بعد از ثبت یک موضوع در چنین ابزارهایی کمتر برای بررسی آن مراجعه و وقت گذاشته می شود .

“بهترین روش و زمان برای حفظ یک اندیشه ، ثبت در هنگام بروز آن می باشد “

شاید یک فکر در لحظه حاضر ارزشی نداشته باشد اما با ثبت آن در پرونده «فکرهای نو» ، میتوان در آینده برای آن کاربردی پیدا کرد .

۲- زمان و مکانی برای فکر کردن :

شما برای آن که به یک تفکر خلاق برسید بایستی مدت زمان مشخصی را در هر روز به فکرکردن اختصاص دهید . معمولا اوایل صبح بهترین زمان برای فکرکردن می باشد . دقت داشته باشید که مکان هم می تواند در میزان خلاقیت فکرکردن تاثیر داشته باشد . بنابراین سعی کنید یک مکان آرام برای فکر کردن خود مهیا کنید .

۳- افزایش حس کنجکاوی و پرسش گری

ذهن انسان به سئوالاتی که با کلماتی نظیر چه ، چگونه و چرا پرسیده می شوند واکنش بهتری نشان می دهد . پس سعی کنید همواره درباره دلایل یک موضوع پرسش گر باشید . ابتدا سعی کنید دلایل بوقوع پیوستن امور بدیهی را مورد سئوال قرار دهید و به مرور زمان سئوالات پیچیده تری را از خودتان و اطرافیانتان بپرسید .

۴- برقراری ارتباط میان افکار مختلف :

از هر ذهنی درباره یک موضوع مشخص ، افکار مختلفی تراوش می شود . اگر بتوانیم این افکار را جمع آوری کنیم و به یکدیگر ارتباط دهیم ، امکان دارد به نتایج ارزشمندی برسیم . ترکیب افکار می تواند باعث ایجاد خلاقیت شود . در واقع در تفکر خلاق ما به دنبال همنشینی تفکرهای متضاد با یکدیگر هستیم .

۵- دنبال تغییر باشید :

سعی کنید هیچ گاه به وضعیت موجود رضایت ندهید و به دنبال بهبود باشید . یک تفکر خلاق به دنبال یافتن بهترین راه حل ها خواهد بود . پس سعی کنید گزینه های مختلف را با یکدیگر ترکیب کنید یا گزینه های جدیدی را جایگزین موارد قدیمی تر کنید . شما می توانید برخی مواقع بعضی چیزهای غیرضروری را از یک سیستم حذف کنید . ممکن است در شرایطی هم ، لازم باشد که مسیر حرکتی خود را به طور کامل تغییر دهید .

۶- فهرست ویژگی ها :

همیشه تعدادی از ویژگی های یک مفهوم یا شئ را برای خود لیست کنید . دقت در این ویژگی ها باعث اکتشاف نقاط کور و مبهم بسیاری برای شما می شود . سعی کنید با یک تفکر خلاق دلایل وقوع یک رویداد را مورد بررسی قرار دهید . شناخت و یافتن ارتباطاتی که باعث بوجود آمدن یک چالش می شود ، می تواند راهگشای شما در حل مشکلات باشند .

۷- تحلیل شبکه :

سعی کنید بین دو موضوعی که از قبل با یکدیگر هیچ ارتباطی ندارند یک قرابت و پیوند برقرار کنید . شما باید امکان ایجاد یک شبکه بین موضوعات مختلف را داشته باشید . این موضوع باعث می شود تا با یک تفکر خلاق به سراغ پارادوکس های اساسی بروید .

۸- یافتن راه حل ها :

در زمان بوقوع پیوستن یک مشکل سعی کنید از تمامی کارکنان و افراد موجود در سیستم چاره جویی کنید . تجربه نشان داده است که بعضی از مشکلات به ظاهر پیچیده و لاینحل ، پاسخ های ساده و ابتدایی دارند . شما بایستی توانایی اداره جلسات بارش فکری (طوفان مغزی) را داشته باشید . برای این منظور :

  1. هیچ فکری را مورد انتقاد قرار ندهید .
  2. افکار بکر را پرورش دهید .
  3. بر کمیت تولید فکر متمرکز باشید (در این مرحله کیفیت افکار چندان اهمیتی ندارد) .
  4. سایر افراد را برای مشارکت و بهبود بخشیدن فکرها تشویق کنید .

۹- خود را جای دیگران قرار دهید :

در تفکر خلاقانه شما باید خودتان را جای دیگران قرار دهید و ببینید در شرایطی مشابه ، شما چه تصمیمی درباره آن موضوع می گرفتید . این کار باعث شناسایی بهتر اهداف ، امکانات و مشکلات مختلف می شود .

۱۰ – استفاده از نتایج :

معمولا نتایج یک فرآیند می توانند سرنخ های بسیاری را برای یافتن دلیل بوقوع پیوستن یک موضوع بدهند . شما می توانید از نتایج یک فعالیت به میزان بازدهی آن دست یابید و سعی کنید با انجام تغییرات کارآیی خود و سیستم تان را افزایش دهید .

گردآوری : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

منتشرشده در اصول مدیریت, مدیریت آموزشی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه خلاق شویم و خلاقیت خود را بروز دهیم

فرآیند خلاقیت

در این پست قصد داریم تا به یکی از بنیادی ترین پرسش هایی بپردازیم که در سالیان اخیر مطرح گردیده است و آن هم این است که چگونه خلاقیت در برخی از افراد اتفاق می افتد ؟ امّا قبل از آن که به این موضوع بپردازیم ، مناسب تر آن است که به یک سئوال مهم دیگر پاسخ دهیم . آن سئوال عبارتست : تفاوت نوآوری و خلاقیت چیست ؟

نوآوری و خلاقیت

ظهور خلاقیت فرآیند پیچیده ای است . امّا باید توجه داشت که میان نوآوری (innovation) و خلاقیت (creativity) تفاوت زیادی وجود دارد . خلاقیت را می توان توانایی و قدرت ایجاد یک فکر جدید (ایده) تعریف کرد ، در حالی که نوآوری به معنای بکارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت در کسب و کارها می باشد .

چگونه خلاق شویم ؟

چگونه خلاق شویم ؟

نوآوری در یک سازمان می تواند منجر به تولید یک محصول جدید ، خدمت جدید یا حتی یک راهکار جدید برای انجام یک فرآیند باشد . نوآوری می تواند حتی بکارگیری یک راهکار قدیمی در حل یک مساله جدید باشد ، البتّه به شرطی که تاکنون کسی آن روش را استفاده نکرده باشد .

مراحل ظهور خلاقیت در انسان ها

هرچند که دوره ها و مقالات آموزشی بسیاری برای ظهور خلاقیت وجود دارد امّا صاحبنظران هنوز نتوانسته اند به ارائه راهکاری جامع برای ظهور و پرورش خلاقیت دست یابند . با این حال محققان یک سری  مراحل را برای پیشرفت  خلاقت مطرح می کنند که می تواند در این زمینه راهگشا باشد . در ادامه به بررسی  این مراحل می پردازیم :

۱- داشتن نگرش مثبت به ایده های جدید :

یک فرد خلاق باید به آزادی فکر توجه کند و سعی کند ایده های جدیدی که به ذهن خود و اطرافیانش می رسد را بپذیرد و آن ایده ها را پرورش دهد تا به بلوغ کافی برسند .

۲- حساسیت نشان دادن نسبت به مشکلات :

شناخت مشکلات و تجه کردن به آنها می تواند موجب رشد خلاقیت در افراد گردد . یک فرد خلاق ابتدا مسائل و مشکلات را می پذیرد و سعی می نماید تا به صورت خلاقانه آن مشکل را برطرف نموده و به هدف خود دست یابد .

۳- توجه به به مواد خام ایده ها :

یک ایده معمولا از دانش افراد نسبت به یک موضوع ، اندیشه های دیگران و تجربیات ارزشمند گذشته بدست می آید . این منابع معمولا از طریق مطالعه ، آموزش ،مشاهد و آزمایش ، مصاحبه و گفتگو ، توجه به رسانه های گروهی ، سفرهای گوناگون ، حضور در کنفرانس ها و نمایشگاه های تخصصی و … بدست می آیند .

باید توجه داشت که یک ایده هرگز در خلاء شکل نخواهد گرفت . افراد خلاق ایده ها و تفکرات خود را در معرض دید و قضاوت عموم قرار می دهند و سعی می کنند از تجربیات متخصصان بهره کافی را ببرند .

۴- گردآوری تفکرات :

یک فرد خلاق هرگز خود را محدود به یک فکر یا ایده نمی کند ، بلکه سعی می کند با حضور در جلسات توفان فکری ، ایده های مختلف رابشنود و بهترین مسیر و راه حل را برای حل یک مشکل بیابد . باید توجه داشت که در خلاقیت همانطور که کیفیت یک ایده اهمیت دارد کمیّت ایده ها هم مهم هستند .

هرچه تعداد ایده بیشتری در اختیار شما باشد ، امکان یافتن بهترین راه حل ها افزایش خواهد یافت . پس یک فرد خلاق هرگز ذهن خود را محدود به یک راهکار نمی نماید . او تلاش می کند تا بهترین راهکارها را با کمک بهترین تیم های کاری بوجود آورد .

۵- فعال کردن ضمیر ناخودآگاه برای حل مسائل پیچیده :

افراد خلاق وقتی که درگیر یک مسئله ای می شوند به صورت شبانه روزی در تلاش برای حل آن مشکل می باشند . در بسیاری از مواقع ضمیر ناخودآگاه به کمک افراد خلاق می آید و راهکارهای جالبی را به ذهن آنها انتقال می دهد .

در علم روانشناسی داریم که ذهن خودآگاه تنها قسمت کوچکی از قدرت ذهنی آدمی را تشکیل می دهد این در حالی است که بسیاری از سلول های مغزی ما (ضمیر ناخودآگاه) همواره به دنبال حل بسیاری از مجهولات پیچیده می باشند .

معمولا در حالت عجز و ناتوانی این ضمیر ناخودآگاه است که به کمک ما می آید و راهکارهای متنوع و قابل توجهی را ارائه می دهد . روانشناسان این مرحله را خواب بر روی مساله (Sleeping on the Problem) می نامند که فرد در آن به طور غیرمستقیم به جواب یک مسئله دست خواهد یافت .

۶- ظهور ناگهانی یک فکر (ایده) :

در سالیان اخیر شاهد این بوده ایم که بسیاری از ایده ها با یک جرقه کوچک در ذهن افراد شکل گرفته است در حالی که فرد انتظار ظهور چنین ایده ای را نداشته است .

افراد خلاق همواره منتظر چنین جرقه ها و لحظاتی باقی می مانند . شاید یافتن یک ایده مطلوب چندین سال به طول بینجامد ، اما چنین افرادی هرگز ناامید نخواهند شد و همواره به دنبال یافتن موقعیت های بکر و تازه باقی می مانند .

(مطالب مشابه : خلاقیت و نوآوری)

(مطلب مرتبط : انواع تفکر)

گردآورنده : مسعود معاونی

منتشرشده در مدیریت کارآفرینی | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید: