معرفی انواع سازمان ها

ساختار سازمان ها
ساختار سازمان ها

روش‌های بسیاری برای دسته‌بندی سازمان ها وجود دارد. شناخت ساختارهای سازمانی می‌تواند در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری های کلان نقش مهمی داشته باشد. در ادامه به معرفی انواع سازمان‌ها از لحاظ ساختاری می‌پردازیم.

سازمان رسمی و غیررسمی

سازمان رسمی توسط مسئولین به صورت پروتکل‌های اجرایی بنیان گزارده می‌شود و به تصویب هیئت مدیره یک سازمان می‌رسد. در یک سازمان رسمی انواع مسئولیت‌ها، وظایف و اختیارات برای هر پست سازمانی مشخص می‌شوند.

امّا نکته مهم این است که ساختار رسمی در عمل تحقق نمی‌یابد، زیرا که آن چه برروی کاغذ می‌آید با آن چیزی که در عمل رخ می‌دهد تفاوت اساسی دارد. به همین دلیل بعد از ایجاد سازمان رسمی، سازمان غیررسمی به طور طبیعی در چهارچوب آن پدیدار می‌گردد.

سازمان غیر رسمی حاصل تعاملات اجتماعی مداوم در یک سازمان است و ساختار رسمی یک سازمان را تعدیل، تحکیم یا گسترش می‌دهد.

یک مقاله جذاب در سایت متمم: شخصیت شناسی رفتار سازمانی

تعاریف سازمان رسمی و غیر رسمی

به طور کلی می‌توان تعریف سازمان رسمی و غیر رسمی را به شرح زیر عنوان کرد:

سازمان رسمی و غیر رسمی
سازمان ها رسمی و غیر رسمی
  • تعریف سازمان رسمی: یک مدیر، روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت بسیار بالا برای کارکنان تشریح می‌کند. تغییرات بعدی در صورت لزوم می‌تواند به طور رسمی یا غیررسمی انجام شود.
  • تعریف سازمان غیررسمی: یک مدیر، روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان خود توضیح می‌دهد و این روابط را برحسب نیاز تغییر می‌دهد.

روابط رسمی و غیررسمی، هر دو بر نقش سازمانی یک فرد تاثیر می‌گذارند. در هر زمان ممکن است یکی از این دو رابطه غالب باشد، ولی مدیران اغلب به اهمیت روابط غیررسمی بی‌توجه هستند.

تفاوت بین سازمان رسمی با سازمان غیر رسمی

از مهمترین تفاوت‌ها میان سازمان رسمی و غیر رسمی می‌توان به ماهیت غیرشخصی سازمان رسمی در مقابل ماهیت شخصی سازمان غیر رسمی اشاره کرد.

سازمان رسمی به طراحی مشاغل محدود می‌شود و از طریق فرآیند کارگزینی، افراد خاصی برای تصدّی یک شغل انتخاب می‌شوند. این در حالی است که در یک سازمان غیررسمی، تصدی یک شغل مشخص در سازمان، موجب برقراری روابط اجتماعی با دیگران می‌شود.

جایگاه نظریه سازماندهی در مدیریت

سازمان بوروکراتیک در مقابل سازمان انطباقی

صاحبنظران در مدیریت کلاسیک، بر ساخت سازمانی دقیق تاکید داشته‌اند. تیلور، فایول و سایرین اصرار داشتند که کارها به طور دقیق مشخص شوند و شبکه‌ایی دقیق از وظایف برای هر پستی ایجاد گردد. در بوروکراسی به تخصص‌گرایی، تابعیت از قوانین و رعایت سلسله مراتب تاکید می‌شود( توضیح آنکه در سالیان اخیر بوروکراسی به معنای کاغذ بازی در جامعه ایرانی تعبیر می‌شود، این در حالی است که بوروکراسی در جایگاه درست خود دارای ارزش بسیاری می‌باشد).

در سالیان اخیر، نظریه‌پردازان جدید در حوزه مدیریت و ساختار سازمانی، نظریه بوروکراتیک یا همان سازمان رسمی را مورد انتقادات جدّی قرار داده‌اند. محیط‌های پویا و مبتنی بر فناوری اطلاعات باعث شده تا سازمان‌ها نیاز به انعطاف‌پذیری بیشتر را در خود احساس کنند.

نظریه‌های جدید مدیریت الزام به رعایت ساختارهای رسمی را چندان ضروری نمی‌دانند، زیرا طرفداران این تئوری‌ها معتقدند که این ساختارها باعث کاهش پویایی و انعطاف‌پذیری در بین کارکنان می‌شود. آن‌ها معتقدند سازمان‌ها بایستی به سمت ساختار انطباقی پیش بروند. یعنی با توجه به شرایط سازمانی و محیطی بایستی ساختار غیررسمی یک سازمان شکل بگیرد. این ساختار باید براساس نیاز به سرعت قابلیت تغییر و بازسازی را داشته باشد.

منتشرشده در اصول مدیریت | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برنامه ریزی تجاری و جایگاه آن در کسب وکارهای امروزی

امروزه کسب و کارها برای موفقیت نیازمند چابکی و انعطاف‌پذیری بالایی هستند. کسب و کارهای کوچک و متوسط به خوبی اهیت برنامه‌ریزی و رعایت آن را در بهبود عملکردشان درک کرده‌اند. به همین دلیل آن‌ها به برنامه ریزی تجاری به عنوان یک اهرم حیاتی برای موفقیت خود می‌نگرند.

برنامه‌ ریزی تجاری
برنامه‌ ریزی تجاری

در برنامه‌ریزی تجاری، بایستی به نیازهای بازار و مشتریان توجه نمود. شناسایی درست بازار و رقبا می‌تواند یک کسب و کار را رشد دهد. مهمترین نکته در بازاریابی تجاری این است که هر شرکتی یا هر مدیری می‌تواند برای موفقیت سازمان تحت‌امر خود برنامه‌ایی ویژه را طرح‌ریزی کند. عدم محدودیت در طراحی برنامه‌ها باعث‌ می‌شود تا تنوعی در شیوه‌های مدیریتی را شاهد باشیم.

ابعاد برنامه ریزی تجاری

در برنامه ریزی تجاری بایستی به ابعاد مختلفی توجه داشت و در واقع ابعادی که در ادامه معرفی می‌شوند می‌توانند دیدگاه‌های مختلفی را برای بررسی یک برنامه فراهم آورند. این ابعاد عبارتند از:

  1. موضوعات
  2. عوامل
  3. ابعاد زمانی
  4. واحدهای زمانی
  5. مختصات زمانی

البته می‌توان ابعاد دیگری را هم برحسب شرایط یک سازمان تعریف کرد این ابعاد عبارتند از:

  • سبک‌های مدیریتی
  • شیوه‌های بازاریابی الگوهای توزیع
  • شرایط بازار و رقبا
  • مدیریت تولید و قیمت گذاری
  • نیازسنجی مشتری

باید توجه داشت که برنامه ریزی در حوزه‌های تخصصی کاری مشکل و پیچیده است. برنامه‌ریزی تجاری چون تمامی این ابعاد را در بر می‌گیرد به نسبت پیچیدگی بالایی دارد. برای اینکه یک بیزینس پلن بتواند موفق شود بایستی تمامی مدیران ارشد، میانی و عملیاتی یک سازمان بر روی کلیّات آن توافق داشته باشند.

نقش خلاقیت در برنامه ریزی تجاری

خلاقیت در برنامه ریزی
خلاقیت در برنامه ریزی

در بازاریابی تجاری به دنبال افزایش تقاضا در دریافت خدمات یا خرید محصولات توسط مشتریان یا عناصر حاضر در زنجیره تامین هستیم. به همین دلیل مدیران سعی می‌کنند با انواع برنامه‌ریزی‌ها، مشتریان را ترغیب به خرید بیشتر کنند. داشتن خلاقیت در برنامه‌ریزی تجاری می‌تواند موجب ترفیع جایگاه یک برند شود.

برای افزایش خلاقیت در بازاریابی، به مشتریان خود فکر کنید و سعی کنید خود را در موقعیت آن‌ها قرار دهید. شما نباید هرگز مشتریان خود را گمراه کنید و باید محصولاتی مطابق با نیاز آن‌ها را ارائه کنید. محترم شمردن و توجه به احساسات مشتریان دو اصل پایه‌ایی در بازاریابی مدرن می‌باشد.

چگونه خلاق شویم و خلاقیت خود را بروز دهیم؟

بررسی انواع استراتژی‌ها در برنامه ریزی تجاری

در بازاریابی تجاری می‌توان برای پیش‌برد اهداف، استراتژی‌های مختلفی را در نظر گرفت. در ادامه به معرفی چند استراتژی بازاریابی مطرح می‌پردازیم:

  • بازاریابی رابطه‌ایی: بسیاری از کسب و کارها بر ایجاد ارتباطات نزدیک و صمیمی با مشتریان خود تاکید دارند.
  • بازاریابی دهان به دهان: در این شیوه، کسب وکارها سعی می‌کنند تا مشتریان خود راوی تجربیاتشان از محصولات یا خدمات مورداستفاده باشند.
  • بازاریابی مخفی: بعضی اوقات یک برند به صورت عامدانه همه چیز درباره یک محصول را به متریان خود نمی‌گوید. کشف ویژگی‌های مخفی باعث وزوز و همهمه می‌شود.مثل تیزری از یک فیلم سینمایی که همه چیز را به شما نشان نمی‌دهد، امّا شما را ترغیب به مشاهده کامل فیلم می‌کند.
  • بازاریابی رویدادی: معرفی محصولات یا خدمات در رویدادهای مختلف صورت می‌پذیرد.
  • بازاریابی محتوا: انتشار محتوایی مرتبط با موضوع برنامه‌های تجاری باعث جلب توجه مخاطبان و حرکت آن‌ها به سمت یک کسب و کار می‌شود. بازاریابی محتوایی از شیوه‌های بازاریابی درونگرا محسوب می‌شود.

آشنایی با مفهوم و کاربر استراتژی

انتخاب استراتژی در بازاریابی به ماهیت یک کسب و کار و شرایط آن هم بستگی دارد. برخی اوقات می‌توان از چندین استراتژی یا ترکیبی از آن‌ها برای موفقیت بیشتر استفاده کرد.

منتشرشده در مدیریت برنامه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نظریه سازماندهی در مدیریت

سازماندهی ، فرآیندی است که طی آن تقسیم کار مین افراد و گروه‌های کاری و همچنین هماهنگی میان آنان به منظور کسب اهداف صورت می‌گیرد. اهمیت مطالعه سازمان و روش‌های سازماندهی در این است که ارگان‌های سازمان یافته‌تر از کارآیی بیشتری برخوردار هستند و کارکنان‌شان از رضایت شغلی بالاتری برخوردار هستند.

سازماندهی
سازماندهی

باید توجه داشت که سازماندهی یک نوع فعالیت دوره‌ای است نه یک فعالیت روزانه. سازماندهی باعث اجرای درست برنامه‌ها می‌شود. در واقع داشتن برنامه‌ریزی بدون سازماندهی فاقد ارزش است. هرگاه یک سازمان با مشکل جدیدی مواجه شود مدیر دلیل و آثار آن مشکل را بررسی کرده و در صورت لزوم با تغییراتی، فرآیندها را به شکلی سازماندهی می‌کند تا در آینده، آن مشکلات بروز نکنند.

مراحل سازماندهی

می‌توان سازماندهی را یک فرآیند سه مرحله‌ای به شرح زیر دانست:

  1. طراحی کارها و فعالیت‌ها
  2. واگذاری فعالیت‌های موجود در یک سازمان به پست‌های مختلف سازمانی
  3. برقراری ارتباط میان پست‌ها به منظور کسب اهداف مشترک

یک سازمان بر اساس فرآیندهای سازمانی خود شکل می‌گیرد.

معمولا ساختار سازمانی به صورت غیررسمی و براساس روابط بین مسئولیت‌های مختلف ایجاد می‌گردد. این ساختار بعد از مدتی که عملکرد مناسبی را از خود به نمایش بگذارد به صورت رسمی تصویب و اجرا می‌شود. باید توجه داشت که واژه‌های سازمان(Organizationسازماندهی(Organizing) و سختار سازمانی(Organizational Structure) معمولا در متون مدیریتی به جای یکدیگر به کار می‌روند.

شکل گیری ساختار سازمانی

فرض کنیم، یک نفر قصد راه‌اندازی یک شرکت طراحی را دارد. در ابتدا او برای خود تعدادی کارمند استخدام می‌کند. ساختار سازمانی در چنین مرحله‌ایی مشابه شکل ۱ خواهد بود.

شکل1: ساختار ساده
شکل۱: ساختار ساده

شرکت مذکور پس از مدتی، عملکرد خوبی را از خود نشان می‌دهد و به مرور زمان به تعداد کارکنان افزوده می‌شود. مدیر برای پیش‌برد اهداف خود و کنترل بهتر نیاز دارد تا به افرادی، اختیارات بیشتری را بدهد. بنابراین اومجبور است نقش‌های جدیدی را برای شرکت خود تعریف کند.(شکل۲)

توسعه ساختار سازمانی
شکل۲: توسعه ساختار سازمانی

توسعه کسب و کار در این مثال باعث می‌شود تا شرکت مذکور گسترش بیشتری پیدا کند و دارای واحدها ونمایندگی‌های مختلفی شود. در این‌جا مدیر مجبور است ساختار سازمانی خود را مشابه شکل ۳ بروز نماید.

ساختار نهایی
شکل۳: ساختار نهایی

ساختارسازی فرآیندی است که به مرور زمان و همزمان با تکامل یک شرکت شکل می‌گیرد. این ساختار معرفی پست‌های مختلف سازمانی، حیطه و وظایف آن‌ها خواهد بود. رئیس شرکت در مثال بالا، در نهایت مجبور خواهد شد ساختار سازمانی خود را به صورت رسمی اعلام کند و برای هر بخشی مسئولی را معرفی نماید.

نمودار سازمانی یا چارت سازمانی

هنگامی که یک سازمان رسمیت پیدا می‌کند، اولیّن سندی که باید تنظیم شود نمودار سازمان یا همان چارت سازمانی است. یک نمودار سازمانی حاوی اطلاعات زیر می‌باشد:

  1. نمایش واحدهای مختلف سازمانی
  2. نمایش قوی‌ترین واحدها در بالای نمودار
  3. نمایش ارتباطات سازمانی با استفاده از خطوط
ایجاد ساختار سازمانی
ایجاد ساختار سازمانی

معمولا نمودارهای سازمانی به صورت عمودی(استاندارد)، وظیفه‌ای، افقی یا دایره‌ای نمایش داده می‌شوند. معمولا نمودار عمودی به عنوان استاندارد اصلی نمایش چارت‌های سازمانی محسوب می‌شود.

در پست‌های آینده درباره انواع ساختارهای سازمانی به طور مفصل صحبت خواهیم کرد.

منتشرشده در اصول مدیریت | دیدگاه‌تان را بنویسید:

روش‌ ها و ابزارهای مدیریت پروژه

به‌طور کلی اعمال اجرایی در یک برنامه که معمولا دارای اهداف کوتاه مدّت می‌باشد، پروژه نامیده می‌شود. مهمترین ویژگی یک پروژه این است که دارای یک زمان آغاز و پایان مشخص می‌باشد. مدیریت پروژه یکی از موضوعات مهمّی است که باید مدیران مهارت‌های لازم برای مواجه‌شدن با آن کسب نمایند.

مدیریت پروژه
مدیریت پروژه

یک مدیر پروژه بایستی توانایی یک طرح‌ریزی کلی را داشته باشد و به صورت پیوسته کنترل میزان پیشرفت پروژه، هزینه و زمان را انجام دهد. یک مدیر باید بتواند برنامه‌ریزی اصولی و کنترل عملکرد سیستم‌های موجود در روند مدیریت پروژه را انجام دهد.

اصول برنامه ریزی در پروژه‌ها

همان‌طور که گفته شد یکی از مهم‌ترین کارهای یک مدیر پروژه، برنامه‌ریزی می‌باشد. برنامه‌ریزی را تصمیم‌گیری نسبت به آینده می‌توان تعریف کرد. برای این‌که مدیران بتوانند روند انجام برنامه‌ها را کنترل کنند روش‌های مختلفی طراحی شده است. کمک گرفتن از نمودارها و چارت‌ها می‌تواند روند اجرایی یک پروژه را به خوبی نمایش دهد. در ادامه به معرفی چند مورد از روش‌های کنترل پروژه می‌پردازیم.

چگونه یک مدیر خوب باشیم؟

معرفی روش‌های مختلف مدیریت پروژه

یک مدیر پروژه بایستی بتواند با کمک ابزرهای مختلفی که در اختیار دارد پروژه خود را به خوبی به پیش ببرد. از جمله مهمترین این ابزارها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- نمودار گانت

ساده‌ترین و قدیمی‌ترین روش در برنامه‌ریزی، استفاده از نمودار گانت (Gantt Chart) می‌باشد. در این نمودار آثار تغییر در متغییرهای مختلف بررسی می‌شود. در نمودار گانت با دو محور افقی که نشان‌دهنده زمان استو محور عمودی که مراحل انجام کار را نشان می‌دهد، مواجه هستیم.

گانت چارت
نمودار گانت

با کمک این نمودار می‌توان زمان یک پروژه را به خوبی مدیریت کرد و نقاط بحرانی در یک پروژه را قبل از بوقوع پیوستن شناسایی کرد. این شناسایی به مدیران کمک می‌کند تا برنامه‌ریزی مناسبی را برای ادامه روند فعالیت‌هایشان داشته باشند.

۲- برنامه‌ریزی شبکه‌ایی

یک سیستم شبکه‌ایی، شامل مجموعه‌ای از فعایت‌ها و رویدادهایی می‌باشد که در یک پروژه وجود دارند. در این نمودار، دایره‌ها نشانه یک رویداد هستند که با کمک بردارها به سایر رویدادهای مرتبط متصل می‌شوند. در این نمودار، تمامی بردارها به یک جهت هستند و نمودار از یک مرحله به مرحله قبلی بر نمی‌گردد.

برنامه ریزی شبکه ایی
مدل شبکه ایی

این مدل برنامه‌ریزی دارای ویژگی‌های زیر می‌باشد:

  1. امکان تعیین زمان دقیق برای شروع و پایان هر فعایت
  2. امکان طرح‌ریزی و پیش‌بینی فرآیندهای کاری
  3. تسریع در جریان انتقالات
  4. آگاهی مدیران از انحرافات موجود در برنامه‌ها
  5. مشخص بودن وظایف هر بخش و سازمان از قبل
  6. تعیین نقاط بحرانی و امکان برنامه‌ریزی برای آن
  7. امکان دریافت گزارش‌های دقیق از روند پیشرفت پروژه
  8. کنترل آسان فرآیندهای مدیریتی
تیم سازی

۳- روش برنامه‌ریزی پرت

این روش بر مبنای روش شبکه‌ایی طراحی شده است و هدف از آن به حداقل رساندن تاخیر، وقفه و تضادها می‌باشد. روش PERT برای ارزیابی تغییرات احتمالی در برنامه و محاسبه زمان واقعی برای خاتمه کارها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پرت چارت
پرت چارت

همچنین مدیران از این شیوه برای آالیز فعالیت‌ها بهره می‌برند. شیوه پرت مسیر بحرانی (Critical Path) را به خوبی نمایش می‌دهد.

منتشرشده در مدیریت پروژه | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه یک مدیر خوب باشیم؟

یک سئوال که همواره در علم مدیریت مطرح بوده است، این است که چگونه می‌توان یک مدیر خوب بود و یک مدیر با انجام چه وظایفی می‌تواندبه یک مدیر مثبت و سازنده تبدیل شود.

مدیر خوب
مدیر خوب

همانطور که می‌دانیم مهمترین وظیفه یک مدیر هدایت تیم‌های کاری برای دستیابی به نتایج مطلوب می‌باشد. اگر این هدایت به درستی صورت پذیرد و رضایت اعضای تیم نیز تامین شود می‌توان مدیر را موفق و توانمند توصیف کرد.

آشنایی با وظایف عمومی یک مدیر

۵ وظیفه اصلی یک مدیر خوب

برای یک مدیر خوب می‌توان وظایف مختلفی را تعریف کرد. مهمترین این وظایف عبارتند از:

۱- هدایت و رهبری

یک مدیر بایستی توانایی انگیزه دادن و ایجاد نگرش مثبت را بین اعضای تیم خود داشته باشد. یک تشکر ساده یا حتی تذکر دوستانه می‌تواند به اعضای تیم این بازخورد را بدهد که مدیر فعالیت‌های آن‌ها را مدنظر دارد و آن‌ها و عملکردشان برای مدیر مهم هستند. مدیران می‌توانند با استفاده از مشوق‌های مختلف به هدایت هدفمند کارکنان خود بپردازند.

۲- تیم‌سازی

تیم سازی
تیم سازی

یک مدیر موفق باید بتواند یک تیم همگون و منسجم را برای خود ایجاد کند. گزینش اعضای یک تیم کاری بسیار پیچیده‌ایی می‌باشد که یک مدیر خوب با دقت و صرف زمان زیاد آن را انجام خواهد داد. تعیین جایگاه درست برای اعضای تیم نیز از دیگر موضوعاتی است که می‌تواند یک تیم را به سمت موفقیت سوق دهد. مدیران بایستی همواره اشتیاق و انگیزه اعضای تیم‌های خود را در بالاترین درجه نگهدارند.

۳- نتیجه‌گرایی

یک مدیر کاربلد می‌داند که نتیجه گرفتن در امور مختلف می‌تواند جایگاه او وتیمش را ارتقاء دهد. تعیین اهداف درست و متناسب با استراتژی سازمان می‌تواند در نتیجه گرفتن تیم نقش داشته باشند. یک مدیر خوب، اهدافی متناسب با تیم کاری و توانایی‌های آن‌ها تعریف می‌کند و امکان آموزش برای اعضای تیم به جهت کسب مهارت در زمینه‌های مختلف را فراهم می‌آورد.

۴- ارتباطات و شبکه‌سازی

شبکه سازی
شبکه سازی

مدیری می‌تواند خوب و موفق باشد که بتواند ارتباطات قوی با سایر اعضا برقرار کند. هر چه شبکه ارتباطی بین اعضای یک تیم قوی‌تر باشد کار مدیریت تیم آسان‌تر می‌شود. ارتباطات موجود بین اعضای یک تیم باعث ایجاد حس اعتماد بیشتر بین آن‌ها می‌شود.

یک مدیر موفق باید بداند که ایجاد رابطه سالم و قوی با کارکنان می‌تواند باعث انتقال سریع‌تر پیام‌ها به او شود. بسیاری از پیام‌هایی که توسط کارکنان به مدیران منتقل می‌شوند حاوی نکات ارزشمندی در مدیریت کلان می‌باشند.

۵- پویایی و پیگیر بودن

تمامی وظایفی که برای یک مدیر خوب تعریف شد بر روی یکدیگر تاثیر دارند. یک مدیر بایستی پویا و فعال باشد و بصورت خستگی ناپذیر امور مختلف را کنترل و پیگیری نماید. نامیدی برای یک مدیر هرگز معنا نمی‌یابد. یک مدیربایستی بتواند با چالش‌های مختلف مقابله کند و همواره آماده تصمیم‌گیری‌های جدّی باشد. روحیه قویی که یک مدیر از خود بروز می‌دهد او را تبدیل به یک مدیر خوب خواهد کرد.

در مجموع یک مدیر خوب

مدیر خوب
مدیر خوب
  • انتقادپذیر است و سعی می‌کند شیوه‌های نادرست را اصلاح کند.
  • دارای ارتباطات قوی است که از این ارتباطات برای ایجاد تعامل و اعتماد متقابل بهره می‌برد.
  • دستیابی به نتایج برای او اهمیت ویژه‌ای دارد.
  • نقش مکمل را درون تیم دارد و سعی می‌کند ناتوانایی‌های افراد را پوشش دهد.
  • برای کارکنان خود ارزش بالایی قائل است.
  • هرگز به خود مغرور نمی‌شود.
منتشرشده در اصول مدیریت, مدیریت منابع انسانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقش اطلاعات در تصمیم‌گیری

برای تغییر در شرایط و رسیدن به موقعیت بهتر بایستی از یک نقطه شروع کرد. برای شروع بایستی به یک دانش پایه‌ای درباره آن موضوع رسید. این دانش با تمرکز برروی داده‌های خام بدست می‌آید. در هر فرآیندی بایستی به نقش اطلاعات در تصمیم‌گیری توجه ویژه‌ای داشت.

به کارگیری اطلاعات در تصمیم‌گیری

یکی از موضوعات مهمی که در تصمیم‌گیری بایستی مدنظر قرار گیرد جمع‌آوری اطلاعات می‌باشد. جمع‌آوری اطلاعات یک فرآیند منظم و همیشگی است. تیم‌ها بایستی بعد از جمع‌آوری اطلاعات آنها را آنالیز کرده و از آن اطلاعات برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. همچنین تیم‌ها می‌توانند اطلاعات استخراج شده را با تیم‌های دیگر کاری به اشتراک بگذارند.

گام های مورد نیاز برای تصمیم گیری درست
گام های مورد نیاز برای تصمیم گیری درست

در تیم‌های کاری بایستی ضوابط مشخص و ساده‌ای را برای اشتراک‌گذاری اطلاعات بین تیم‌ها تدوین کرد. دسترسی به اطلاعات در تیم‌ها باعث می‌شود تا آن‌ها بتوانند بهترین تصمیمات را در بهترین زمان‌ها بگیرند.

همانطور که تجارت تغییرمی‌کند، فرآیندهای کاری، روابط بین افراد، مسئولیت‌ها و جریان‌های اطلاعاتی نیز باید تغییر کنند تا بتوان امکان توسعه را فراهم آورد. اشتراک‌گذاری اطلاعات شاه کلید حل مشکلات درون تیمی و بین تیمی در یک سازمان می‌باشد. در یک تیم بایستی یک ارزیابی از اشتراک‌گذاری اطلاعات وجود داشته باشد. این ارزیابی اطلاعات در تصمیم‌گیری می‌تواند نقش سازنده‌ای را ایفا کند.

معرفی تئوری های تصمیم گیری

اطلاعات عاملی برای افزایش انگیزه در افراد

اعتماد عامل اصلی موفقیت در کار تیمی
اعتماد عامل اصلی موفقیت در کار تیمی

وقتی ما به اعضای یک تیم اطلاعات بیشتری را می‌دهیم آن‌ها احساس مسئولیت بیشتری می‌کنند و سعی می‌کنند کار خود را با دقت و انگیزه بیشتری انجام دهند. اطلاعات به عنوان نشانه‌ای از قدرت در نظر گرفته می‌شود و کسانی که اطلاعات بیشتری دارند خود را قدرتمندتر می‌دانند و به همین دلیل سعی می‌کنند عملکرد بهتری داشته باشند.

اطلاعات قابل اشتراک گذاری در بین اعضای یک تیم

  • نرخ تولید، آمار و ارقام مربوط به کیفیت
  • ارائه بازخوردهای مشتری
  • بیان مشکلات فعلی سازمان
  • ارائه وضعیت رقبا و بازار
  • گزارش وضعیت مالی سازمان

اطلاعات عامل اصلی ایجاد اعتماد

اشتراک‌گذاری اطلاعات باعث ایجاد اعتماد اعضای یک تیم به یکدیگر می‌شود. همزمان با دریافت اطلاعات توسط گیرنده، یک سیگنال قوی نیز توسط او دریافت می‌شود. این سیگنال چیزی نیست جزء اعتبار و اعتمادی که به او داده شده است. این موضوع باعث می‌شود گیرنده اطلاعات احساس ارزش نماید و این احساس باعث تلاش بیشتری در وی خواهد شد.

تیم های موفق سعی در اشتراک‌گذاری اطلاعات در جوی از اعتماد و احترام را دارند چرا که:

اشتراک اطلاعات، اعتماد را بالا می‌برد و روابط سازنده بین اعضای یک تیم را ارتقا می‌بخشد.

تیم‌های کاری چابک این نگرش سنتی را که باید اطلاعات را به صورت محرمانه و مخفی نگهداشت دگرگون ساخته‌اند. هر چند محرمانگی اطلاعات یک اصل مهم است که بایستی در همه سازمان‌ها رعایت شود، امّا در بسیاری از مواقع می‌توان با آزادسازی اطلاعات بین اعضای یک تیم به تصمیم‌گیری سریع و موثر کمک نمود.

نقش انگیزه در موفقیت فردی و تیمی

و در پایان…

در فرهنگ کار سنتی، نقش افراد تنها انجام وظیفه است. اما در کسب و کارهای چابک، نقش افراد برعهده گرفتن پیامد است. افراد در یک تیم سعی می‌کنند بهترین اعمال را برای ایجاد یک پیامد مثبت انجام دهند. برای اینکه بتوان یک پیامد مثبت ایجاد نمود نیاز است تا به اطلاعات مختلف دسترسی داشت.

منتشرشده در اصول مدیریت, علم داده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقش تیم‌سازی در موفقیت کسب و کارها

امروزه در کسب وکارهای نوپا اهمیت کار تیمی برهمگان عیان گردیده است. پیچیدگی فرآیندهای کاری باعث شده است تا انجام کارها به صورت تیمی نتایج بهتری را به همراه داشته باشد. رشد یک کسب و کار تا حدود زیادی به تیم‌سازی مناسب بستگی دارد. برای ایجاد یک تیم موفق ومنسجم نیاز به دانش و بینش بسیاری می‌باشد.

تیم‌سازی
تیم‌سازی

مزایای تیم‌سازی

شکست در تیم‌ها باعث می‌شود تا افراد سعی کنند امور مختلف را به صورت کلی و انفرادی انجام دهند. تیم‌سازی می‌تواند در سطح یک سازمان یا استارت‌آپ مزایای بی‌شماری را رغم بزند. این مزایا عبارتند از:

  1. به کارگیری همه نظرات و عقاید اعضا در کار
  2. استفاده مناسب از وقت و توان همه اعضا
  3. ایجاد رضایت در نیروهای کار و بهبود کارآیی نیروی انسانی
  4. استفاده از اطلاعات مشترک در بخش‌های مختلف کار
  5. بهبود سطح اعتماد بین اعضای مختلف یک تیم
  6. ایجاد آزادی عمل بیشتر برای تیم‌های کاری مختلف
  7. استفاده از مهارت‌های خود مدیریتی برای گرفتن تصمیمات سریع و عملیاتی در تیم‌های چابک

کار تیمی و رهبری تیم

ایجاد تیم سطح برتر

برای موفقیت در کار تیمی بایستی یک تیم سطح برتر ایجاد کرد. در یک تیم سطح برتر همه اعضا به دنبال بهبود عملکرد و توانایی‌های خود با کمک ابزارهای یادگیری هستند. برای ایجاد یک تیم سطح برتر بایستی سه اقدام زیر را انجام داد:

تیم سطح برتر
تیم سطح برتر
  • آغاز کردن یادگیری مهارت‌های سطح برتر
  • شتابدهی به تغییر و تحول در سیستم
  • استاد شدن در مهارت‌های کاربردی

فرمول ساخت یک تیم سطح برتر

برای رسیدن به تیم‌های سطح برتر بایستی به آن‌ها قدرت داده شود، در حالی‌که بیشتر اوقات از گروه‌های کاری سنتی، قدرت سلب می‌شود. کار تیمی سطح برتر، شراکت‌پذیری، مسئولیت و تعهد را جایگزین خودخواهی، وابستگی و کنترل می‌کند.

مزایای تیم‌های سطح برتر

  • حضور گروهی از افراد با سطح مهارت بالا و فعال در کار
  • استفاده از عقاید و انگیزه‌های تمام اعضای تیم
  • اشتراک اطلاعات جهت ایجاد اعتماد بین اعضای تیم
  • تفویض اختیار و دادن آزادی عمل برای بهبود کارآمدی
  • چابکی و استفاده از زمان و استعدادهای اعضای تیم
  • استفاده از مهارت‌های خود مدیریتی در جهت تصمیم‌سازی سریع
  • داشتن انعطاف‌پذیری بالا و امکان غلبه بر پیچیدگی‌های کاری

نقش تصمیم گیری در حل چالش‌های مدیریتی

نگاهی به تیم‌های کاری امروزی

محیط‌های تجاری امروزی به سرعت در حال تغییر و تحول هستند. به همین دلیل نیاز به تصمیم‌گیری های سریع یکی از ویژگی‌های بیزینس‌های جدید می‌باشد. ارتباطات سریع و قوی در تیم‌های امروزی باعث می‌شود تا تصمیم‌گیری های بهتری صورت پذیرد و ارزیابی درستی از این تصمیمات در کمترین زمان صورت پذیرد.

وجود رقابت زیاد در بین سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف باعث می‌شود تا کسانی بتوانند در تجارت موفق شوند که از تمام توان تیم خود بهره ببرند. برآیند دانش، تجربه و انگیزه درونی بین افراد یک تیم می‌تواند مانند یک کاتالیزور، موفقیت یک سازمان را سرعت بخشد.

منتشرشده در مدیریت منابع انسانی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سلسله مراتب برنامه‌ها و انواع آن‌ها

سلسله مراتب برنامه‎ها
سلسله مراتب برنامه‎ها

برنامه عبارت است از تعیین اهداف کوتاه مدت و راه رسیدن به آن‎ها. به بیان دیگر، برنامه عبارت است از تعهدی برای انجام یک سری عملیات به منظور تحقق اهداف. سلسله مراتب برنامه‎ها کمک می‎کند تا بهترین برنامه‎ها برای برنامه‎ریزی انتخاب شوند. برنامه‎ها را به دو دسته کلی می‎توان تقسیم کرد:

سلسله مراتب برنامه ریزی
سلسله مراتب برنامه ریزی

۱- برنامه‌ریزی استراتژیک

این برنامه‎ها برای کسب اهداف جامع سازمان طراحی می‎شوند و از طریق آن‎ها، ماموریت سازمان که تنها دلیل حیات آن است به اجرا در می‎آید.

۲- برنامه‌های عملیاتی(اجرایی-تاکتیکی)

برنامه‎هایی هستند که جزئیات چگونگی اجرای برنامه‎های استراتژیک را ارائه می‎کنند. به عبارت دیگر، برنامه‎های اجرایی از تصمیمات کوتاه‎مدت تشکیل می‎شوند که برای استفاده از منابع موجود با توجه به تحولات محیط اتخاذ می‎گردند. برنامه‎های عملیاتی خود به دو دسته زیر تقسیم می‎شوند:

۱- برنامه‌های یکبار مصرف

اینگونه برنامه‎ها برای کسب اهداف خاص طرح‎ریزی می‎شوند و پس از به اجرا درآمدن از بین می‎روند.

۲- برنامه‎‌های همیشگی

این برنامه‎ها روش‎های استانداردی برای اداره‎ی وضعیت جاری و وضعیت‎های قابل پیش‎بینی می‎باشند.

انواع برنامه در سلسله مراتب برنامه‌ها

انواع برنامه
انواع برنامه

برنامه برای کارهای آینده بوجود می‎آید. بنابراین ما با انواع مختلفی از برنامه‎ها مواجه‌ایم. برنامه‌ها عبارتند از:

  1. ماموریت یا اهداف دوربرد
  2. اهداف کوتاه مدت
  3. راهبرد(استراتژی)
  4. خط ‎مشی(سیاست)
  5. رویه و مقررات
  6. برنامه‌های اجرایی(عملیاتی): عمده، جزئی و پشتیبانی
  7. بودجه(برحسب واحد پول یا کار)

آشنایی با اهداف برنامه ریزی

عدم آگاهی مدیران از تنوع برنامه‎ها، اغلب مشکلاتی را در برنامه‎ریزی ایجاد می‎کند. درک این‎که ساختن یک کارخانه و تجهیز آن به برنامه نیاز دارد آسان است ولی تشخیص این که تعیین استراتژی نیز خود یک برنامه است، دشوار بنظر می‎رسد. حالا به معرفی هرکدام از انواع برنامه‎ها می‎پردازیم:

۱- اهداف دوربرد یا ماموریت‌ها

همه فعالیت‎ها و رفتارهای انسانی هدف دارند. بنابراین فعالیت‎های گروهی نیز نمی‎تواند بدون هدف باشد. اهداف دوربرد یا ماموریتهای یک سازمان نیازمند ویژگی‎های خاصی هستند:

اهداف
اهداف
  • شرح ماموریت‎ها باید مفهوم و روشن باشد. به بیان دیگر هدف ماموریت برای مدیران و کارکنان صریح و روشن باشد.
  • ماموریت‎ها باید تعهد، ایثار و علاقه کارکنان را تحریک نماید.
  • امکان ترکیب کارهای مختلف در ی ماموریت باید وجود داشته باشد.
  • در تنظیم ماموریت‎ها باید از خلاقیت و نوآوری استفاده کرد.
  • ماموریت‎ها بایستی تامین‎کننده اهداف کوتاه‎مدت و بلندمدت یک سازمان باشند.
  • یک ماموریت نبایستی با ساختار سازمانی در تضاد باشد.

۲- اهداف کوتاه مدت

هر سازمانی به یک دستورالعمل واضح از هدف‎های کوتاه مدت خود نیاز دارد تا بتواند آن را زیر بنای همه‎ی برنامه‎ریزی‎های خود قرار دهد و میزان کارآیی تصمیم‎های اتخاذ شده رابراساس آن اندازه‎گیری کند. تهیه برنامه بدون رعایت اهداف سازمان موجب پراکنده‎کاری می‎شود.

هدف عبارت است از بیان نتایج مورد انتظار(شامل کار مشخص و قابل اندازه‎گیری) در محدوده زمانی خاص و با هزینه‎ای معین.

عوامل مهم در تعیین اهداف

منظور از هدف‎گذاری، تفکیک ماموریت‎ها یا اهداف دوربرد به اهداف کمّی و کیفی کوتاه مدت است که برای یک واحد و سرانجام یک فرد شاغل قابل اجرا باشد. تعیین هدف‎های کمی و کیفی، یعنی تعیین برنامه‎ای که براساس نتایجی باید حصول یابند. در هدف‎گذاری عملی باید به محاسن زیر توجه داشت:

هدف گذاری
هدف گذاری
  • سادگی و دقت
  • اجتناب از خرده‎کاری و پراکنده‎کاری
  • تضمین حصول اهداف
  • تعیین شاخص‎هایی برای اندازه‎گیری هدف
  • تعیین چگونگی انجام کار
  • محدوده زمانی که کار باید انجام شود
  • محاسبه هزینه‎های مالی و منابع انسانی

۳- استراتژی

استراتژی
استراتژی

استراتژی عبارت است از یک برنامه جامع، واحد و کامل که بر مبنای آن نیل به اهداف اساسی سازمان تضمین می‎شود. بنابراین تعریف، استراتژی نوعی برنامه است که مقصود یا منظور اصلی سازمان را برحسب خدمتی که به جامعه عرضه خواهد کرد معین می‎نماید. استراتژی، الگویی برای پاسخ سازمان به محیط اطرافش در طول زمان است.

استراتژی، راهکارهایی را برای افراد و دیگر منابع هر سازمانی برای مواجه شدن با چالش‎ها و مخاطرات ارائه می‎نماید. استراتژی برای هر سازمانی با توجه به اهداف چندگانه‎اش، مسیر واحدی معین کرده و به کارگیری منابع را در جهت کسب اهداف جامع هدایت می‎کند.

تصورات نادرست درباره استراتژی

۴- تعیین خط مشی‎ها و سیاست‎ها

کلمه خط‎مشی معمولا برای تعیین بهترین انتخاب در زندگی شخصی یا سازمانی به کار می‎رود. بنابراین براساس موضوع مورد نظر با انواع خط مشی‎ها مواجه‎ایم:

  • خط مشی دولتی
  • خط مشی تجاری
  • خط مشی شخصی

خط مشی، راهنما و حدودی است که تصمیم‎های آتی باید در محدوده آن اتخاذ و معین شود.

سیایت یا خط مشی، یک برنامه عمومی عملی است. به بیان دیگر، نحوه اجرای اهداف به وسیله خط مشی تعیین می‎شود و حوزه‎ی رفتاری مسئولان اجرایی سازمان را تعیین می‎کند و در عین حال وسیله‎ای موثر برای کنترل عملیات است.

ویژگی‎های یک خط مشی

خط مشی باید دارای ویژگی‎های زیر می‎باشد:

  • طراحت و وضوح
  • قابلیت اجرایی
  • قابلیت انعطاف
  • جامعیت
  • هماهنگی
  • استدلال پذیر بودن
  • قابل تفکیک بودن از قوانین
  • مدون و مکتوب بودن

موقعیت تصمیم‎گیری چیست؟

۵- انواع سیاست‎ها، رویه ها و روش‎ها و قوانین

سیاست
سیاست

سیاست‎ها به سه دسته کلی تقسیم می‎شوند:

  1. سیاست‎های اساسی
  2. سیاست‎های کلی
  3. سیاست‎های واحدی

سیاست‎های اساسی، مبنای سیاست‎های کلی‎اند و سیاست‎های کلی به نوبه‎ی خود مبنای سیاست‎های واحدی می‎باشند. رویه‎ها، محدودتر از سیاست‎ها می‎باشند و جریان عملیات را در مدیریت مشخص می‎سازند. رویه‎ها، یک برنامه زمان‎بندی شده برای انجام فعالیت‎های آتی هستند.

رویه، راهنمای واقعی عمل است تا تفکر

روش‎ها، نحوه اجرای جدول زمان‎بندی رویه را تعیین می‎کنند. در واقع یک اقدام را می‎توانیم رویه بدنیم و توالی رویه‎ها را روش می‎نامیم. قانون رویه‎های ثابت و مدونی شده در هر سازمانی هستند. یک خط مشی، به مدیر حق انتخاب می‎دهد و قانون به مدیر حق قضاوت براساس مستندات را می‎دهد.

۶- بودجه

بودجه یکی از ابزارهای مهم کنترل است و معمولا آن را برنامه‎ریزی عددی می‎گویند زیرا ماهیتی کمّی دارد. بودجه برنامه‎ای است که در قالب آمار و ارقام بوجود می‎آید و به راحتی می‎تواند نشان‎دهنده میزان تعهدات یک شرکت یا سازمان باشد.

طول عمر یک برنامه

یکی از مهمترین سئوالاتی که ذهن مدیران را درگیر خود می‎کند، طول عمر یک برنامه است. یک برنامه می‎تواند کوتاه‎مدت یا بلندمدت باشد. در بعضی از موارد ممکن است یک برنامه هفتگی طراحی شود، گاهی ممکن است برنامه‎های سالیانه یا چندین ساله طراحی شود.

منتشرشده در مدیریت برنامه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

۱۰ دام در برنامه‌ریزی موفق

برنامه‎ریزی موفق ، فرآیند آگاهانه تصمیم‎گیری در مورد اهداف و فعایت‎های آینده یک فرد، گروه، واحد کاری یا سازمان می‎باشد. معمولا در برنامه‎ریزی همواره با کمبود وقت مواجه می‎شویم. مهمترین دلیل این است که قبل از چیدن برنامه‎هایمان، اهداف کلی و مهم خود را تعیین نکرده‎ایم. همین موضوع باعث می‎شود تا زمان خود را صرف کارهای غیرضروری و نه چندان مهم نماییم. یک برنامه مدون و موفق بایستی تا حدامکان انعطاف‎پذیر باشد تا بتوان متناسب با اتفاقات پیش‎رو، برنامه را تغییر داد. یک مدیر موفق بایستی بتواند داده و اطلاعات مورد نظر خود را همواره در اختیار داشته باشد و با استفاده از این اطلاعات به یک دانش و خرد جمعی دست پیدا کند.

10 دام در برنامه‎ریزی موفق
۱۰ دام در برنامه‎ریزی موفق

در برنامه‎ریزی موثر ممکن است بر سر راه مدیران عالی سازمان دام‎های متعددی قرار گیرند. اگر یک مدیر به این دام‎ها توجه کافی نداشته باشد می‎تواند به راحتی گرفتار آن‎ها شود و برنامه‎هایش به راحتی به شکست منجر شود. در ادامه به بررسی این دام‎ها در برنامه‎ریزی موفق خواهیم پرداخت:

آشنایی با دام‎های دهگانه در برنامه‎ریزی موفق

دامهای دهگانه
دامهای دهگانه
  1. مدیریت تصور می‎کند که می‎تواند وظیفه برنامه‎ریزی را به دیگران تفویض کند و نیازی نیست که به طور مستقیم خود را درگیر برنامه‎ریزی کند.
  2. مدیریت عالی آن قدر درگیر مسائل جاری می‎شود که وقت کافی صرف برنامه‎ریزی نمی‎کند و در نتیجه برنامه‎ریزی موفق بی‎ارزش و اعتبار می‎گردد.
  3. کم‎کاری در بیان و تدوین اهداف به عنوان مبنایی برای فرموله کردن برنامه‎های بلند مدت
  4. عدم درگیر کردن مدیران اجرایی در فرآیندهای اصلی برنامه‎ریزی
  5. عدم به کارگیری برنامه‎ها به عنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد مدیران
  6. عدم اجرای سیستماتیک برنامه‎ریزی موفق
  7. تصور اینکه برنامه‎ریزی جامع از سایر جنبه‎های فرآیند مدیریت مجزا است.
  8. تدوین طرح‎های انعطاف‎ناپذیر و پیچیده در برنامه‎ریزی که مانعی برای خلاقیت و نوآوری است.
  9. مدیریت عالی برنامه‎های بلندمدت را که توسط روسای بخش‎ها و واحدها تهیه شده است، ارزیابی و بازنگری نمی‎کند.
  10. مدیریت عالی تصمیم‎هایی مبتنی براحساس و درک خود اخذ می‎کند که با برنامه‎های رسمی تضاد دارد.

بایستی توجه داشت که مدیریت تنها با کنترل داده و ارقام صورت نمی‎پذیرد. مجموعه‎ای از عوامل هستند که یک مدیریت موفق و کارآ را بوجود می‎آورند. یک برنامه‎ریزی موفق می‎تواند فرصت‎های جدیدی را با کمک تصمیم‎گیری‎های به موقع بوجود آورد. برنامه‎های قوی و موثر باعث تسریع رشد اقتصادی یک سازمان می‎شوند و موجب تقویت روحیه کار گروهی و افزایش کارآیی یک سازمان می‎شوند.

منتشرشده در اصول مدیریت, مدیریت برنامه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقش برنامه ریزی موثر در سازمان ها

برنامه ریزی می‎تواند نقش بسزایی در عملکرد افراد حاضر در یک سازمان داشته باشد. در برنامه ریزی موثر ، مدیران به دنبال ایجاد و اجرای رویه‎هایی هستند که با کمک آن‎ها بتوانند بیشترین تاثیر را در عملکرد نیروهای تحت امرشان بگذارنند. یک برنامه صحیح و مدون نیروها را با حداکثر سرعت به سمت اهداف از پیش تعیین شده رهنمون می‎سازد.

برنامه ریزی موثر
برنامه ریزی موثر

عوامل مهم در برنامه ریزی موثر

برای داشتن یک برنامه کارآ، عوامل مختلفی تاثیرگذار هستند. برخی از این عوامل اهمیت بسزایی دارند و باید به طور دقیق مورد توجه قرار گیرند. در ادامه به بررسی چند عامل حیاتی در بنامه ریزی موثر می‎پردازیم:

۱-زمان : هریک از اجزاء برنامه بایستی از لحاظ محتوا و زمان مورد توجه قرار گیرند. بسیاری از فرآیندها شدیدا به یکدیگر وابسته هستند. بنابراین اجرای به موقع برنامه‎ها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

۲-ارتباطات : همه افراد برای انجام وظایف تعیین شده در برنامه‎ها، بایستی توانایی برقراری ارتباط درست را داشته باشند. ارتباطات قوی می‎تواند به افراد کمک کند تا درک صحیحی از برنامه‎ها و چگونگی اجرای آنها را بیابند.

۳-همکاری : برنامه‎ها زمانی درست اجرا خواهند شد که افراد حاضر در یک تیم کاری با یکدیگر تعامل و همکاری مناسبی داشته باشند.

۴-شرایط محیطی : اجرای درست برنامه‎ها نیاز به شرایط محیطی مطلوب دارد. در شرایط محیطی نامناسب افراد تمرکز کافی ندارند یا وجود نگرانی‎ها و دغدغه‎های گوناگون جلوی انجام وظایف توسط آنها را خواهد گرفت.

مزایای برنامه ریزی موثر

یک برنامه مدون و دقیق مزایای بسیاری را با خود به همراه می‎آورد. از جمله مهمترین این مزایا می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اهداف سازمان را تنها با کمک برنامه ریزی موثر می‎توان تحقق بخشید.
  2. برنامه ریزی، شرایط را برای اجرای تصمیمات مهم فراهم می‎آورد.
  3. برنامه‎ریزی باعث نظم بخشی به امور و حداکثر شدن بازدهی می‎شود.
  4. با رشد سریع فناوری تنها با برنامه ریزی می‎توان به رشد و تعالی سازمانی دست یافت.
  5. برنامه‎ریزی بطور مستقیم ما را به سوی رشد کلان اقتصادی می‎برد و از هدر رفت منابع جلوگیری می‎کند.
  6. برنامه ریزی موثر ، عاملی برای حرکت به سوی نتیجه‎گرایی است.
  7. برنامه ریزی باعث بهبود بودجه‎بندی می‎شود، بنابراین امکان کنترل بیشتری را برای مدیران فراهم می‎آورد.
  8. برنامه‎ریزی روحیه کار گروهی را افزایش می‎دهد و در نتیجه کارایی سازمان را افزایش می‎دهد.

برنامه ریزی علیرغم داشتن مزایای فراوان، مشکلاتی را با خود به همراه دارد. از جمله مهمترین مشکلات برنامه‎ریزی، کاهش چابکی و سرعت‎العمل سازمانها می‎باشد. زیرا که برنامه‎ریزی بیشتر باعث موازی کاری می‎شود. وجود ضابطه‎های دست و پاگیر در برنامه‎ریزی و لزوم هماهنگی‎ها سرعت عمل کل سازمان را کاهش می‎دهد.


مطالب مرتبط:


منتشرشده در اصول مدیریت | دیدگاه‌تان را بنویسید: