مدیریت چیست ؟

گسترش جوامع بشری در طول قرون اخیر باعث گردیده است که کسب و کارهای کوچک و متوسط جای خود را به سازمان های بزرگ و چند ملیّتی بدهند . اداره کردن سازمان های بزرگ  نیاز به تعداد کارمندان زیادی دارد . این کارمندان بایستی در بخش های مختلف یک سازمان مستقر شوند و یک مدیر باید بر عملکرد آن ها نظارت داشته باشد . بنابراین مدیریت و یا همان دانش اداره کردن امور به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل گردیده است .

پدیده “اداره کردن” مربوط به روزگار ما نمی باشد . از دیر باز بشر متوجه شده است که برای رسیدن به اهداف خود نیاز به رهبری و مدیریت نیروهای انسانی دارد . در هر فرهنگ و تمدنی شیوه های مدیریت و رهبری با توجه به زیر ساخت های فرهنگی متفاوت می باشد . در دهه های گذشته و در جوامع صنعتی و غربی ، انسان را تا جایگاه یک ماشین سوق می دادند . امّا مطالعات انسان شناسی که در دهه های اخیر صورت پذیرفته است به ارزش های عالی انسانی هم توجه کرده است . این تغییر دیدگاه باعث رشد بیشتر در حوزه منابع انسانی گردیده است .

تعریف مدیریت

در انواع کتب و منابع مدیریتی ، تعاریف مختلفی برای مدیریت ارائه شده است که در زیر به چند مورد از آن ها اشاره می کنیم :

  1. مدیریت ؛ هنر انجام امور به وسیله دیگران است .
  2. مدیریت ؛ فرآیند تصمیم گیری و هدایت تشکیلات انسانی می باشد .
  3. مدیریت ؛ انجام درست برنامه ریزی ، سازمان دهی ، رهبری ، هدایت و کنترل در یک سازمان می باشد .
  4.  مدیریت ؛ علم و هنر هماهنگی بین ارکان مختلف یک سازمان برای نیل به اهداف عالی یک سازمان می باشد .
  5. مدیریت ؛ مجموعه ای ازعملیات آگاهانه و مستمر برای موفقیت یک سازمان می باشد .

اگر بخواهیم یک تعریف جامع برای مدیریت ارائه دهیم باید عنوان کنیم که :

مدیریت یک رویه مناسب برای به کارگیری منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازمان دهی ، کارگزینی ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول ، صورت می گیرد.

براساس تعریف فوق متوجه می شویم که مدیریت یک فرآیند است که هدایت تشکیلات انسانی را دنبال می کند و هدف آن کسب نتایج مطلوب و تصمیم گیری مناسب می باشد .

علم ، هنر یا حرفه

همواره بین متخصصان علم مدیریت این بحث مطرح بوده است که مدیریت علم است یا هنر و یا هر دو . باید عنوان کرد که بخشی از علم مدیریت را می توان با آموزش فرا گرفت . اما بخشی از مدیریت ، هنر مدیریت کردن است که براساس توانایی ها و استعدادهای افراد پایه گذاری می شود . مدیریت را می توان علم دانستن و هنر توانستن تعریف کرد .

فراگیری علم مدیریت

مدیریت را می توان از دو شیوه فرا گرفت : اول از طریق آموزش و دوم ضمن انجام کار . البته باید توجه داشت که اگر ترکیبی ازدو روش فوق به کار گرفته شود می توان انتظار نتایج مطلوب تری را داشت . فرآیند یادگیری مدیریت دارای سه مرحله انجماد ، تغییر رفتار و تثبیت رفتار جدید می باشد . برای آن که یک مدیر بتواند مدیریت را یاد بگیرد باید تمامی سه مرحله فوق را طی کند . طی کردن مراحل ذکر شده در بالا در محیط های عملی و در کنار آموزش بهتر شکل می گیرد .

وظایف کلیدی یک مدیر

شکل 1 : وظایف یک مدیر

شکل ۱ : وظایف مدیران

به طور معمول برای یک مدیر وظایف مختلفی را در نظر می گیرند . اما معمولا چند وظیفه کلیدی را می توان برای یک مدیر برشمرد . این وظایف عبارتند از :

  • برنامه ریزی : برنامه ریزی به عنوان تعیین اهدافی برای آینده و مشخص کردن راه رسیدن به آن اهداف می باشد . مدیران به کمک برنامه ریزی می تواندد میزان رشد و پیشرفت سازمان خود را در یک بازه زمانی تعیین کنند .
  • سازمان دهی : هدف از سازمان دهی ، تلاش برای رسیدن به اهداف میانی یک سازمان با توجه به منابع انسانی و امکانات موجود در یک سازمان می باشد . براساس سازمان دهی وظایف ، اختیارات و پست های سازمانی تعیین می گردید .
  • کنترل و نظارت : این بخش یکی از مهمترین وظایف یک مدیر است به گونه ای که حیات و ممات یک سازمان به آن وابسته می باشد . با کنترل و نظارت ، یک مدیر می تواند میزان وصول اهداف و برنامه ها را رصد کند . با کنترل و نظارت یک مدیر خواهد توانست میزان تحقق بایست ها را با هست ها پیدا کند و عملکرد واقعی نیروهای تحت امر خود را متوجه خواهد شد .
  • هدایت : یک مدیر باید علاوه بر اداره کردن سازمانش ، به رهبری نیروهای انسانی تحت کنترلش هم بپردازد . مدیر باید علاوه بر حفظ یکپارچگی و وحدت سازمانی ، کارکنان خود را به سوی اهداف متعالی سازمان سوق دهد . اگر یک مدیر از توانایی هدایت برخوردار نباشد ، نخواهد توانست سایر وظایف خود را به خوبی انجام دهد .
  • تصمیم گیری : در یک مجموعه کاری همواره انتخاب ها و راهکارهای متعددی در مقابل واحدهای سازمانی قرار می گیرد . یک مدیر باید توانایی این را داشته باشد که برای چالش های مختلف از بین گزینه های موجود به انتخاب بهترین ها بپردازد .
  • برقراری ارتباط : ارتباط می تواند اجزای مختلف یک سازمان را به یکدیگر پیوند بزند . ارتباطات درون سازمانی قوی باعث اتحاد و یکپارچگی بین عوامل کاری و مدیران می شود . امروز در کسب و کارهای کوچک و متوسط (نظیر استارتاپ ها) شبکه سازی مناسب می تواند باعث افزایش کارآیی شود . یک مدیر برای این که بتواند اثربخشی خود را در بین نیروهایش تقویت کند باید توانایی ایجاد کانال های ارتباطی را داشته باشد .

در این نوشتار سعی شد تا به صورت مختصر و مفید به تعریف مدیریت و وظایف کلیدی یک مدیر پرداخته شود . برای تهیه این مطلب از کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان بهره گرفته شده است . محققان و متخصصا حوزه مدیریت می توانند با نظرات سازنده خود در ارتقاء و بهبود این پست نقش کلیدی داشته باشند . صمیمانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما در بخش نظرات این پست می باشیم .

تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۷


این نوشته در اصول مدیریت ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *