حل مشکلات در فرآیند تصمیم گیری

معمولا مدیران ارشد سازمانی بر حسب شرایط و مسائل پیش روی هر سازمانی نیاز دارند تا تصمیم گیری کنند . بسیاری مدیریت و تصمیم گیری را معادل یکدیگر می دانند که هدف آن حل مشکلات فراروی یک سازمان است . باید توجه داشت که شناسایی مشکلات ، تصمیم گیری ، انتخاب راه حل و شیوه حل مشکلات با یکدیگر تفاوت های اساسی دارند . چگونگی حل مشکلات یک سازمان به مکاتب مدیریتی ، مدیران آن سازمان هم بستگی دارد .

تصمیم گیری و حل مشکلات
تصمیم گیری و حل مشکلات

شناسایی مشکلات :

برای حل مشکلات یک سازمان باید شناخت و تعریف دقیقی از یک مشکل را داشت . شناسایی درست یک مشکل می تواند کمک زیادی در تعیین اهداف و اولویت بندی آنها بنماید . معمولا مدیران با تجربه برای حل مشکلات ک سازمان سعی می کنند از تجربیات مشابه در گذشته استفاده کنند . مثلا هنگامی که هزینه ها در یک بخش به طور ناگهانی افزایش می یابد از برنامه های کاهش هزینه ها که قبلا اجرای آنها موفقیت آمیز بوده است استفاده می کنند .

معمولا کارکنان برای حل مشکلات موجود ، انگیزه بسیاری دارند .کارکنان بعد از این که از وجود یک مسئله آگاهی یافتنند سعی می کنند تا آن را به مدیران خود اطلاع دهند . زیرا که آنها تصور می کنند مدیران ، امین ترین افرادی هستند که می توانند مشکلات را مدیریت کنند .

تعریف تصمیم گیری :

تصمیم گیری فرآیندی می باشد که از طیق آن راه حل هایی برای حل مشکلات انتخاب می گردند .

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

انواع مشکل و تصمیم سازی :

مدیران در شرایط مختلف ، تصمیمات گوناگونی می گیرند . برای یک تصمیم گیری درست باید اطلاعات درستی از یک مشکل داشت . هدف نهایی تصمیم گیری حل مشکلات یک سازمان به بهترین شکل ممکن می باشد .

اگر در فر آیند تصمیم گیری بتوان براساس یک رویه مشخص عمل کرد می توان امیدوار بود که نتیجه قابل قبولی بدست خواهد آمد . اما معمولا ما مجبور هستیم ، تصمیماتمان را در شرایط برنامه ریزی نشده ای بگیریم . زیرا که مشکلات معمولا به صورت ناگهانی بوجود می آیند .

برای حل مشکلات باید به دلایل بروز آنها توجه داشته باشیم . بسیاری از مشکلات براساس یک سری روابط علت و معلولی بوجود می آیند که با کمی دقت می توانیم جلوی بروز آنها را بگیریم .

مهمترین دلایل بروز مشکلات :

  1. وجود تفاوت های فرهنگی در محیط های کاری
  2. عدم آشنایی کامل با ابعاد مختلف یک مشکل (حل ناقص مشکل و مواجه شدن با مشکلات بعدی)
  3. نداشتن اعتماد به نفس در بین کارکنان و مدیران
  4. وجود فشار عصبی و اضطراب
  5. بی نظمی در اجرای فرآیندها
  6. نداشتن دور اندیشی در تصمیم گیری ها و انتخاب ها
  7. اتکاء به فرضیات غلط
  8. نداشتن تحقیقات کافی
  9. احساساتی بودن و باورهای تعصبّی
  10. تردید کردن بین گزینه های مختلف
  11. عدم مشورت با کارشناسان و متخصصان در حوزه های مختلف
  12. عدم آشنایی با توانایی های خودمان و دیگران
  13. عدم تعهد به اجرای یک تصمیم که خود مشکلات بعدی را به همراه خواهد داشت .
  14. انتخاب چند گزینه متضاد با یکدیگر و اصرار به اجرای همه آنها
  15. فکر کنید ، اما زیاد زمان و و فرصت های فرارویمان را با فکر کردن هدر ندهیم (زیاد فکر نکنیم !!!).

در چند پست آینده به طور مفصل درباره تصمیم گیری موثر صحبت خواهیم کرد . یک تصمیم گیری درست می تواند در حل مشکلات یک سازمان کارگشا باشد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : کتاب اصول مدیریت دکتر علی رضائیان

این نوشته در مدیریت بحران, مدیریت منابع انسانی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *